خشم مقدس در محكوميت فيلم موهن هنوز شعله مي‌كشد

خشم مقدس در محكوميت فيلم موهن هنوز شعله مي‌كشد
شماري زيادي از مسلمانان ژاپن و پاكستان با برگزاري تظاهرات گسترده بار ديگر مخالفت خود را با توليد و انتشار فيلم موهن به پيامبر (ص) اعلام كردند.

به گزارش ايسنا، هزاران پاكستاني روز جمعه با برگزاري تظاهرات مسالمت‌آميز در لاهور و اسلام‌آباد بار ديگر مخالفت خود را با انتشار فيلم آمريكايي موهن به پيامبر (ص) در پايگاه‌هاي اينترنتي اعلام كردند.

تظاهركنندگان در اين تظاهرات با سر دادن شعارهايي عليه آمريكا و رژيم صهيونيستي و به آتش كشيدن تصاوير باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا خواهان اخراج سفير واشنگتن از پاكستان شدند.تظاهركنندگان پاكستاني همچنين خواهان تحريم كالاهاي توليدي آمريكا شدند. دولت پاكستان به دليل به خشونت كشيده شدن تظاهرات پيشين مردم، اقدامات امنيتي را براي برگزاري تظاهرات روز جمعه اعمال كرده بود. در تظاهرات قبلي بيش از 20 نفر كشته شدند.

از سوي ديگر، در ژاپن نيز صدها ژاپني مسلمان با تظاهرات در توكيو، پايتخت اين كشور انتشار فيلم مذكور را بشدت محكوم كردند.بنا به گزارش خبرگزاري كيودو ژاپن، تظاهركنندگان با تجمع در مقابل سفارت آمريكا در توكيو و سخنراني‌هاي اعتراض‌آميز خطاب به مسئولان سفارت آمريكا نارضايتي خود را نسبت به اين فيلم اعلام كردند.

اعضاي حزب اسلام جمهوري آذربايجان نيز در اعتراض به انتشار اخير كاريكاتورهاي موهن به پيامبر اسلام(ص) در يك نشريه فرانسوي و در مجموع در اعتراض به اسلام‌هراسي، با تجمع مقابل سفارت فرانسه در باكو اهانت به پيامبر(ص) را محكوم كردند.

به گزارش فارس، در جريان اين تظاهرات شماري از تظاهر‌كنندگان از سوي پليس بازداشت شدند و نيروهاي پليس كه از پيش در اطراف سفارت فرانسه مستقر شده بودند، مانع از نزديك شدن آنها به ساختمان سفارت شدند.

كتاب تقويم تاريخ دفاع مقدس رونمايي شد

با حضور فرمانده نيروي زميني ارتش؛
كتاب تقويم تاريخ دفاع مقدس رونمايي شد
جام جم آنلاين: همزمان با سالروز عملیات ثامن الائمه (ع) و با حضور فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی و شهردار منطقه 16و پس از حضور در یادمان مزار شهدای گمنام منطقه شانزده در بوستان بهمن و ادای احترام به مقام شامخ شهدا، در آیینی از جلدهای یازدهم تا بیستم كتاب صد جلدی 'تقویم تاریخ دفاع مقدس' رونمایی شد.
 

به گزارش جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومی شهرداری منطقه 16 در این آیین كه در سینما چاپلین فرهنگسرای بهمن برگزار شد، از جلدهای یازدهم تا بیستم كتاب 'تقویم تاریخ دفاع مقدس' كه توسط مركز پژوهش‌های دفاع مقدس نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی تدوین و منتشر شده است، رونمایی شد.

محسن اسدی شهردار منطقه 16 در ابتدای این مراسم ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب و هشت سال دفاع مقدس حضور امیر پوردستان و دیگر فرماندهان نیروی زمینی ارتش را به منطقه ولایتمداری که 3500 شهید تقدیم نظام کرده باعث افتخار دانست و اقدام فرهنگی وتاریخی  تدوین كتاب 'تقویم تاریخ دفاع مقدس' را تلاشی درخور ستایش جهت حفظ و نگهداری و پاسداشت ارزش ها دانست.

وی ضمن اعلام انزجار از حرکت توهین آمیز صیهونیست ها و استکبار جهانی به ساحت مقدس پیامبر گرامی (ص) کتاب تقویم تاریخ دفاع مقدس را ثبت واقعه گرانه دلاورمردی ها و رشادت های غیور مردان ایران دانست.

فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این آیین در سخنانی با اشاره به عملیات ثامن الائمه (ع) كه منجر به شكسته شدن حصر آبادان شد، اظهارداشت: این عملیات یكی از عملیات های موفق نیروهای مسلح بود كه از آن می توان به كلید موفقیت سایر عملیات های دفاع مقدس نام برد.

امیر سرتیپ احمد رضا پوردستان با اشاره به ویژگی های عملیات ثامن الائمه افزود: تحقق فرمان تاریخی امام راحل مبنی بر شكسته شدن حصر آبادان، ایجاد وحدت و همدلی بین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران و همچنین ایجاد بستر مناسب برای اجرای عملیات های بعدی دفاع مقدس از جمله سری عملیات های كربلا از جمله ویژگی های مهم پیروزی در عملیات ثامن الائمه (ع) بود.

وی خاطرنشان كرد: تنها تلخی عملیات ثامن الائمه (ع) سقوط هواپیمای حامل فرماندهان نظامی و شهادت برادران بزرگواری مانند شهیدان فكوری، نامجو، كلاهدوز، فلاحی و شهید جهان آرا بود كه پس از اجرای عملیات موفقیت آمیز راهی دیدار با امام راحل شدند و هوپیمای این شهیدان در نزدیكی قم سقوط كرد.

امیر سرتیپ پوردستان در ادامه با اشاره به هفته دفاع مقدس ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای هشت سال جنگ تحمیلی گفت: دفاع مقدس قبل از اینكه یك واقعه تاریخی باشد یك فرهنگی است كه ریشه در حادثه بزرگ عاشورا دارد.

وی به تدوین كتاب 'تقویم تاریخ دفاع مقدس' اشاره كرد و گفت : دفاع مقدس فرهنگ مقابله با ظلم و جور و زیاده خواهی است و این فرهنگ باید سینه به سینه و نسل به نسل منتقل گردد، چرا كه ممكن است دچار تحریف شود.

وی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری كه تاریخ دفاع مقدس یك گنجینه با ارزش است، اظهارداشت : ما هر چه قدر كه می توانیم باید از این گنجینه برای نشر فرهنگ ایثار و فداكاری و شهادت در بین نسل های بعدی استفاده نماییم.

امیر پوردستان تصریح كرد :این امر نقش مهمی در زنده نگه ‌داشتن مجاهدت‌ها و ایثارگری‌های سربازان این مرز و بوم در طول هشت سال دفاع مقدس دارد و تألیف این كتاب نیز از جمله كارهای ارزشمندی است كه مركز پژوهش‌های دفاع مقدس، وابسته به ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام داده است.

فرمانده نيروي زميني ارتش ضمن قدردانی از دست اندركاران این مجموعه نفیس گفت: بدون غرض نوشتن و تنها واقعیت های دفاع مقدس را گفتن از ویژگی های مهم مجموعه نوشتاری صد جلدی ' تقویم تاریخ دفاع مقدس' است.

وی گفت : نیروی زمینی ارتش با اینكه كار تدوین این كتاب را دیر شروع كرد اما پیشرفت خوبی داشته است و فكر نمی كنم در كشور ما چنین مجموعه با ارزشی از دفاع مقدس وجود داشته باشد.

در ادامه این آیین از طرف نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از دست اندكاران این مجموعه نفیس، امیر پورداراب، امیر كریمی و امیر بهروزی با اهدا لوح تقدیر شد.

مركز پژوهش های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران كه از سال 82 كار جمع آوری و تدوین تقویم دفاع مقدس را آغاز كرده، پیش از این 10 جلد نخست این مجموعه یكصد جلدی را با عناوین 'آخرین روزهای صلح'، 'غرش توپ‌ها'، 'پل‌های تسخیرناپذیر'، 'تثبیت متجاوز'، 'گام‌های نخستین'، 'گام بر بام میمك'، 'بر فراز رقابیه'، 'بر فراز آسمان‌ها'، 'ضربه‌های پی در پی' و 'عزل بنی‌صدر سرآغاز یك تحول' رونمایی كرده است.

شکست حصر آبادان به روايت رهبر معظم انقلاب

شکست حصر آبادان به روايت رهبر معظم انقلاب
جام جم آنلاين: پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir مصاحبه رهبر معظم انقلاب با تهیه‌کنندگان مجموعه روایت فتح را که روایتی از شکستن حصر آبادان است،‌ بازنشر داد.
 

 دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌‌الله العظمی خامنه‌ای، مصاحبه رهبر معظم انقلاب با تهیه‌کنندگان مجموعه روایت فتح که در تاریخ 11 شهریور 72 انجام شده است را بازنشر کرد که متن کامل آن در ادامه می‌‌آید:

 البته بین فرمایش امام و عملیات «ثامن‌الائمّه»، چند ماه فاصله افتاد و بلافاصله این کار انجام نگرفت. منتها امام، مسأله را درست تشخیص دادند. وقتى انسان جمعبندى مى‌کند، دو نقطه براى دشمن خیلى مهم بود: یکى همین انتهاى محلّ اتصال ایران به عراق در جنوب که عبارت بود از آبادان و خرمشهر و کلاًّ جزیره‌ى آبادان. یک نقطه هم دزفول بود.

دزفول از این جهت اهمیت داشت که اگر از پل روى «کرخه» عبور مى‌کردند و دزفول را تهدید مى‌کردند و جاده‌ى دزفول را مى‌بستند، کلّ خوزستان در محاصره قرار مى‌گرفت و راههاى ما بسته مى‌شد. بنابراین، دزفول براى دشمن اهمیت استراتژیک داشت. لذا شما مى‌بینید، دشمن جلوِ دزفول، پنج، شش لشکر خوابانده بود. تمام «دشت‌عبّاس» را پر کرده بود. (آن‌جا را هم بنده از نزدیک دیده بودم.) یک نقطه هم، نقطه‌ى اصلى بود. چون دشمن، دزفول را که نمى‌خواست نگهدارد. به فرض هم، اگر کارى مى‌کرد، دزفول برایش ماندنى نبود.

جایى که براى او مهم بود، اصل جزیره‌ى آبادان بود. جزیره‌ى آبادان را مى‌خواست. به‌طور مطلق، دو طرف اروند را مى‌خواست داشته باشد. بنابراین، محلّى که برایش مطلوب نهایى و قطعى بود و برو برگرد نداشت، جزیره‌ى آبادان بود که شامل آبادان و خرمشهر مى‌شد. لذا، این دو نقطه، دو نقطه‌ى حسّاس بود. خرمشهر را همان روزهاى اوّل با وجود آن حماسه‌ى مقاومت عجیب گرفتند. یعنى طورى بود که قابل دفاع نبود و گرفته شد. امّا آبادان را نتوانستند بگیرند. هدف این بود که حالا که از آن طرف نمى‌توانند بیایند، دور بزنند و از جزیره وارد شوند. یک کار بسیار حساب شده بود که دشمن مى‌کرد و قدم قدم هم پیش مى‌آمد و موفّق هم شده بود. همان‌طور که گفتم، جزیره‌ى آبادان، در حقیقت محاصره شده بود.

امام روى نقطه‌اى اساسى انگشت گذاشتند. گفتند: «این حصر باید شکسته شود.» یعنى در حقیقت یکى از آن دو نقشه و دو نقطه‌ى اصلى جنگ و حمله‌ى دشمن را که عبارت بود از تصرّف نهایى و قطعى این بخش از کشور ایران، با این دستور خودشان خنثى کردند. معلوم بود که وقتى امام دستورى بدهند، جوانان مى‌روند و آن را عمل مى‌کنند.

بنابراین، دستور، دستورِ حکیمانه و حساب شده‌ى دقیقى بود. از همان وقتى که امام فرمودند (ظاهراً در همان اوقات بود و حالا تاریخش دقیقاً یادم نیست) یک عدّه از جوانان سپاه رفتند و نقطه‌اى را در نزدیکى منطقه‌ى عبور دشمن، از رودخانه‌ى کارون که تقریباً حدود «مارد» بود انتخاب کردند. آن‌طور که به ذهنم مى‌آید، اسمش «محمّدیه» بود. آن‌جا زمین را گود کردند و نزدیک دشمن، وارد سنگرها شدند؛ بدون این‌که امکاناتى داشته باشند. فرمانده‌ى آن گروه، همین آقاى «رحیم صفوى» بود که مرتباً به اهواز مى‌آمد و از ما امکانات مى‌خواست.

من، گزارش کارشان را که مى‌پرسیدم، مى‌دیدم اینها قدم به قدم، جلو مى‌روند. یعنى مثلاً اوّل در فاصله‌ى چند کیلومترىِ دشمن بودند و همین‌طور نزدیک شده بودند.  یک بار ایشان مى‌گفت: «ما شبانه از سنگرهاى خودمان، دشمن را مى‌زنیم.» یعنى دشمن خبر نداشت که اینها این‌جا هستند، و اینها را کشف نکرده بود. این مقدّمه‌ى عملیات ثامن‌الائمّه شد. بین فرمان امام تا شکسته شدن حصر، چند ماهى فاصله شد. یعنى شکسته شدن حصر آبادان، بعد از قضایاى هفت تیر و این قضایاى سال شصت بود و امام این را قبلاً فرموده بودند. یعنى در آن اوایلِ حصر بود که فرموده بودند «حصر آبادان باید شکسته شود.» ولى گمان مى‌کنم شش، هفت ماهى یا هفت، هشت ماهى فاصله افتاد.(فارس)

8 مهرماه،اعزام نخستين کاروان جانبازان قطع نخاعي به حج

8 مهرماه،اعزام نخستين کاروان جانبازان قطع نخاعي به حج
جام جم آنلاين: معاون فرهنگی و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران اعلام کرد: نخستین کاروان جانبازان قطع نخاعی، بامداد شنبه (هشتم مهرماه) به حج تمتع اعزام می شوند.
 

"رضا مومنین" در تشريح اين خبر گفت: این کاروان، شامل 40 نفر از جانبازان قطع نخاعی است که عازم حج تمتع می شوند.

وی با بیان اینکه این کاروان اعزامی متشکل از جانبازان قطع نخاع از گردن و کمر است ، افزود: این افراد به همراه خانواده های خود به این سفر معنوی مشرف شده و در مجموع 120 نفر هستند.

مومنین اضافه کرد: به دلیل شرایط جسمی خاص این جانبازان، با همکاری سازمان حج و زیارت تعدادی از نیروهای نخبه این سازمان برای انجام امورات آنان، همراه این کاروان خواهند بود تا مشکلی برای جانبازان اعزامی پیش نیاید.

وی ادامه داد : دومین کاروان 40 نفره جانبازان اعزامی به حج تمتع امسال هفته آینده راهی این سفر پر فیض و برکت خواهند شد.

معاون فرهنگی، اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران افزود: نخستین کاروان اعزامی جانبازان باید در ساعت 19 روز جمعه (هفتم مهرماه جاری)در فرودگاه مهرآباد تهران حاضر باشند تا به مدینه منوره پرواز کنند و سپس برای انجام اعمال حج به مکه مکرمه مشرف خواهند شد. (ايرنا)

پرچمي كه دشمن را به عقب‌نشيني وادار كرد

پرچمي كه دشمن را به عقب‌نشيني وادار كرد
جام جم آنلاين: گفتند می‌خواهیم پرچم ايران را به جای پرچم دشمن نصب كنيم و اين کار را هم كردند.
 

رزمنده جانباز «علی‌اصغر خراشی» در بيان گوشه‌اي از خاطرات خود مي‌گويد: روزي من و دو نفر ديگر برای شناسایی به محل استقرار دشمن بعثي اعزام و در آنجا متوجه دو نفر ناشناس شدیم.

بيشتر كه دقت كرديم، ديديم شهيد «مجيد زین‌الدین» و يكي ديگر از همرزمانش است. گفتند می‌خواهیم پرچم ايران را به جای پرچم دشمن نصب كنيم و اين کار را هم كردند. چند روز بعد از این اتفاق، دشمن از ترس محاصره شدن،از آن منطقه عقب‌نشینی کرد.(ايسنا

آشنایی با عملیات والفجر 2 و 3

آشنایی با عملیات والفجر 2 و 3

ایران > دفاع- مهدی قمصریان:
پس از عملیات والفجر مقدماتی، دشمن با کمک استکبار جهانی تبلیغات وسیعی را به راه می اندازد و ادعا می کند که ایران دیگر نخواهد توانست حمله ای موثر در جبهه ها انجام دهد.

شرایط جنگ به نحوی مطرح شد که به نظر می رسید با افزایش توانایی های نظامی دشمن، بدون تغییرات اساسی در شیوه نبرد، ادامه جنگ مشکل خواهد بود. از این رو، تا رسیدن به آن نقطه مطلوب لازم بود تا از رکود جبهه در زمان طولانی جلوگیری شود. بدین ترتیب پس از بحث و بررسی مناطق مختلف مقرر شد عملیات والفجر 2 ، 3 و 4 انجام شود. مهم ترین مسأله ای که در این عملیات ها مورد نظر بود، به کارگیری نیروی اندک، دادن تلفات کم و جلوگیری از وارد شدن ضربه اساسی به توان یگان ها و تضمین موفقیت عملیات  بود.

 والفجر 2

در محورهای حاج عمران، هیچ تحرکی از سوی ایران از ابتدای جنگ صورت نگرفته بود و بدین جهت برای اجرای عملیات لازم بود که فعالیت های مهندسی برای عبور نیروها انجام شود. نیروهای مهندسی با تلاش بی وقفه و شبانه روزی، تمهیدات لازم برای حمله و عبور رزمندگان را فراهم می آوردند.

همزمان عوامل شناسایی اطلاعات پس از نفوذ به مواضع دشمن به شناسایی نفرات و استعداد زرهی و سایر امکانات آنها می پردازند. دشمن در سراسر منطقه سه رده خط پدافندی داشت که هر رده آن پوشیده از موانع و استحکامات بود و همچنین استعداد دشمن در حدود 2 تیپ پیاده و یک گردان زرهی، به عنوان نیروی درگیر و یک تیپ پیاده و آتشبار مختلف و مجموعاً 30 یگان در منطقه بود.

همچنین در منطقه پادگان حاج عمران قرار دارد که در موقعیتی سوق الجیشی واقع است. این پادگان از شمال به ارتفاعات چنارستان و کلاشین، از جنوب به ارتفاعات بسیار مرتفع سکران و کدو و از شرق به ارتفاعات تمرچین و شهر مرزی پیرانشهر و از غرب به تنگه دربند و شهر چومان مصطفی عراق محدود می شود.

 آنچه که بر اهمیت منطقه و ضرورت تصرف آن می افزود، اساسا تبعات بعدی آن بود که قسمتی از آن چنین است: 1- تسلط بر تردد ضد انقلاب و کنترل آن 2- ایجاد تسهیلات و پشتیبانی لازم از اکراد مسلمان و مبارز عراقی 3- فراهم سازی امکان گسترش عملیات نامنظم در خاک عراق 4- حفظ پیرانشهر از هر گونه تهاجم و تجاوز عراقی5- زمینه سازی نزدیکی بیشتر به شهر و تأسیسات نفتی کرکوک.

شروع عملیات

یک بامداد روز 29/4/62 عملیات والفجر 2 با رمز «یاالله» در حالی آغاز شد که قسمتی از نیروهای خودی 24 ساعت قبل از آغاز تک به منظور دور زدن دشمن از خط عزیمت خود حرکت و پس از 2 ساعت راهپیمایی موفق شدند خود را به مناطق تعیین شده رسانده و آماده شروع عملیات باشند.به رغم این که نیروها پس از 2 ساعت تأخیر در تمامی محورها با دشمن درگیر شدند، لیکن پیشروی قابل توجهی صورت گرفت.

اما از آنجا که دشمن بر ارتفاعات سرکوب منطقه تسلط داشت، آتش شدید توپخانه اش عملاً مانع از تکمیل و دستیابی به تمامی اهداف عملیات شد، به طوری که همچنان ارتفاعات کینگ(2519)، بردسر و دربند را در اختیار داشت. نیروهای احزاب منحله دموکرات و کومه له با مشاهده حمله سنگین جان بر کفان اسلام با سرعت تمام از مقابل آنان گریخته و با پناه گرفتن در شکاف کوه ها و صخره ها تلاش می کردند تا از سرعت عملیات کم کنند.

قسمت هایی از ارتفاعات کوه کینگ به تصرف درآمد اما با اجرای آتش سنگین بعثیان و انجام چند پاتک توسط آنان بازپس گرفته شد. اما پس از تسلط هوانیروز ایران رزمندگان بار دیگر موفق شدند طی نبردی سخت، ارتفاع کینگ را به طور کامل پاکسازی کرده و به تصرف درآورند و آن را به نام «آزادی» نامگذاری کنند. ساعاتی بعد روستای رایات (مقر توپخانه ارتش عراق در غرب) به دست نیروهای خودی تصرف شد و ضمن محاصره چند روستای دیگر، گمرک جاده پیرانشهر- حاج عمران آزاد گردید.

پس از این که اهداف اولیه تأمین گردید، نیروهای ایران برای تسخیر پادگان معروف حاج عمران پیشروی به سمت آن را آغاز می کنند و لحظه به لحظه این هدف اصلی در معرض سقوط قرار می گیرد. پس از محاصره پادگان استراتژیک حاج عمران و تنگ تر شدن حلقه محاصره سرانجام در ساعت 9 شب، این دژ نفوذناپذیر به تصرف و تسخیر کامل درآمد.

 پس از این عملیات منطقه دربند هم به طور نسبی تحت کنترل و در تیررس رزمندگان قرار می گیرد که فعالیت تدارکاتی عراق به شدت دچار اختلال می شود. والفجر 2 در مرحله دوم در ارتفاعات «گردمند» در 19 کیلومتری مرز و 14 کیلومتری پادگان حاج عمران آزاد و به نام «حمزه  سیدالشهداء» نام گذاری می گردد. ارتفاعات اطراف هم آزاد و به اسم «شهید صدر» نام می گیرد.

 قابل ذکر است که به لحاظ اهمیت منطقه صدام در شهر دیانا حضور پیدا کرده و از آنجا به تشویق و ارعاب و تهدید نیروهای شکست خورده عراقی پرداخت. همچنین بنا به اظهارات اسرا، فرمانده تیپ 91 پیاده از اهالی کردستان عراق، به دستور صدام در شهر دیانا اعدام شد.

پایان والفجر 2 برای رژیم بعث به جز 4 هزار کشته و زخمی و 200 اسیر، آزادی مناطقی چون پاسگاه مرزی تمرچین عراق، پادگان حاج عمران، گمرک مرزی، سلسله ارتفاعات «کلو»، ارتفاعات گردمند، سرسول، آزادی، سلمان، شیوه کارتا، «بردزرد»، روستاهای رایات، شیوش، ممی خلان، خوارو، میوتان بالا و پایین را برای نیروهای ایرانی به بار آورد.

 همچنین از مقر تیپ 91 که مأمور حفظ پادگان حاج عمران بود، اسناد بی شماری از روابط عمیق گروه های کومه له و دموکرات با صدام و رژیم بعث به دست آمد. در میان هجوم تبلیغاتی غرب و حمایت همه جانبه آنها از رژیم عراق رزمندگان اسلام دست به یورش گسترده می زنند و با نفوذ به عمق خاک دشمن و تصرف اهداف از پیش تعیین شده مسئولان بعثی را وادار به اعتراف ضمنی به شکست خود می کنند.

لطیف جاسم وزیر اسبق اطلاعات عراق مدعی شد یک ابر قدرت جهانی و همچنین حزب کمونیست عراق به نیروهای ایرانی در والفجر 2 کمک کرده اند، بلافاصله پس از پیروزی ایران رادیو لندن نیز گستاخانه مدعی شد: جامعه بین المللی وظیفه دارد که با توسل به زور، ایران را مجبور به ختم جنگ کند. رادیو ریاض هم از قول منابع مطبوعاتی خود در پاریس ادعا کرد که تهران برای ادامه جنگ به خرید اسلحه از تل آویو ادامه می دهد.

قبل از هجوم سراسری ارتش عراق به سرزمین ایران اسلامی از فروردین 1359 به طور متناوب شهر مهران و حومه آن با خمپاره و توپخانه هدف حمله قرار می گرفت. در آن هنگام شهر مهران و 15روستای اطراف آن حدود 176 هزار نفر جمعیت داشت، اما پس از مداومت و شدت نسبی حملات دشمن از اردیبهشت 1359 تخلیه شهر به تدریج شروع شد و به مرور زمان به دلیل خالی شدن شهر از سکنه و تحرکات نیروهای دشمن در نقاط مختلف مرز واحدهایی از تیپ اسلام آباد(ارتش) برای حفظ و تامین منطقه اعزام شدند.

پس از استقرار نیروهای تیپ اسلام آباد در خط مرزی این منطقه و اجرای آتش متقابل(هر چند ضعیف) علیه دشمن، آتش عراق قطع شد و مردم به شهر بازگشتند. بعد از مدتی تیپ84 خرم آباد جایگزین یگان قبلی در منطقه گردید. مدتی از استقرار یگان نگذشته بود که آتش دشمن مجدداً آغاز شد و به تدریج به آتش دوطرفه تبدیل شد. 20/6/1359 ارتش عراق میمک را اشغال کرد و همزمان شهر مهران را زیر آتش توپخانه قرار داد و به تدریج آتش خود را تشدید کرد.

هفت روز بعد دشمن یک درگیری در پاسگاه های زالوآب و رضاآباد ایجاد کرد و نهایتاً عقب رفت، اما مجدداً در 29/6/1359 یک ستون نظامی از نیروهای دشمن که از طرف شهر زرباطیه به طرف پاسگاه دراجی و ارتفاعات 303 حرکت کرده بودند، در این منطقه مستقر شدند. همزمان با هجوم سراسری در 31/6/1359 نیروهای عراق از چند محور به خاک جمهوری اسلامی حمله کردند و ضمن درگیری و تصرف پاسگاه های بهرام آباد و فرخ آباد به طرف شهر حرکت کردند. نیروهای نظامی خودی نیز با به جای گذاشتن تجهیزات خود عقب نشینی کردند.

ارتش عراق در ادامه حملاتش در تاریخ 12/7/1359 در حالی که تعدادی از مردم هنوز در مهران بودند، وارد این شهر شد. سرانجام نیروهای عراقی ارتفاعات شمال (کوه گچ، زالوآب، کولک، زیل) و ارتفاعات جنوبی (قلاویزان، حمرین) و ارتفاعات شرقی (چکه موسی، چکه قمر، گره بور) و شهر مهران را تصرف کرده و در آنجا مستقر شدند.

 بعد از آزادی خرمشهر با همت رزمندگان اسلام ارتش عراق از اکثر مناطق اشغالی باقی مانده عملیات بیت المقدس و نیز شهر مهران و ارتفاعات مزبور عقب نشینی کرد و روی ارتفاعات شمالی و جنوبی شهر مهران در داخل خاک ایران مستقر شد. بدین ترتیب اولین اشغال مهران پایان یافت، اما این منطقه همچنان زیر دید و تیر دشمن بود و شهر وضع عادی نداشت و در حالی که تقریباً به طور مداوم آماج آتش خمپاره عراقی ها بود، از برخی منازل حومه آن به عنوان پایگاه های تدارکاتی و پشتیبانی دیگر مقرهای نظامی استفاده می شد.

طرح مانور

در منطقه دشت مهران، دو رشته ارتفاعات وجود دارد: در شمال ارتفاعات زالوآب و کانی سخت و نمه کلان بو است که قسمت عمده آن در خاک ایران قرار دارد و در جنوب ارتفاعات قلاویزان واقع است که مرز ایران- عراق را مشخص می سازد. بین دو ارتفاع یاد شده دشت مهران و «دشت ورمهراز» و «زرباطیه» عراق واقع است.

 در قسمتی از ارتفاعات زالوآب و کانی سخت، مرز مشترک ایران و عراق قرار دارد که در سمت غربی آن، ارتفاعات نمه کلان بو، با قللی بیش از 200 متر و کمتر از 400 متر واقع است. همچنین ارتفاع کله قندی مهم ترین قله ارتفاعات تپه های زالوآب است.

 با توجه به مختصات جغرافیایی منطقه و اهمیت استراتژیک آن، عملیات به ترتیب در سه محور زالوآب و نمه کلان بو، دشت مهران و قلاویزان به منظور تامین اهداف از پیش تعیین شده طراحی شد. در این عملیات نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با استعداد یک تیپ زرهی و یک گردان نیروی پیاده و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به استعداد 3لشکر، 2 تیپ، یک تیپ منهای پیاده و یک تیپ زرهی به صورت ادغامی وارد عمل شدند.

والفجر ۳

والفجر۳ از جمله چند عملیاتی است که در قالب عملیات محدود و به منظور جلوگیری از ایجاد رکود در جنگ و در ادامه عملیات های مسلم بن عقیل، محرم، والفجر مقدماتی و ۲ طراحی و اجرا شد.

ویژگی چند عملیات محدود این بود که توانست تا حدی دشمن را سرگرم نماید تا در سایه آن، عملیات بزرگ رزمندگان اسلام در اسفند ماه سال ۱۳۶۲ با نام خیبر در هورالعظیم به اجرا درآید. این عملیات در تاریخ ۷/۵/۶۲ ساعت یازده شب، با رمز یا فاطمه الزهرا(س) آغاز شد. محور شمالی عملیات، قبلاً جاده ۴۹۰ ، با غافلگیری تا پشت نمه کلان بو کشیده شده بود و تعدادی قاطر جهت ترابری یک روزه تا تکمیل جاده منظور شده بود.

با شروع عملیات در این محور، شب اول ارتفاعات نمه کلان بو تصرف و تامین گردید و برای شب دوم، جاده ۴۹۰ (که در رابطه با عقبه نیروهای خودی نقشی تعیین کننده و سرنوشت ساز داشت) با ماشین آلات مهندسی، کامل شد و مورد بهره برداری قرار گرفت.در محور میانی(دشت مهران) از پاسگاه دوراجی تا فرخ آباد، با پشت سر گذاردن جاده مهران- ایلام، هدف ها تامین گردید و سپس جهت پدافند خاکریز احداث شد. ضمناً ۶۰تن از نیروهای عراقی نیز به اسارت درآمدند.

در محور جنوبی به رغم موفقیت های چشمگیر اولیه، از آنجا که فرصت لازم برای احداث خاکریز از یال قلاویزان به سمت فیروزآباد (در دشت مهران) و از آنجا به فرخ آباد، به دست نیامد، لذا اهداف این محور به طور صددرصد تامین نگردید.

در محور شمالی، با توجه به اهمیت ارتفاعات زالوآب و کله قندی(که دومی مسلط بر تنگه میان تنگ است)، به رغم اینکه کله قندی در محاصره نیروهای خودی قرار داشت، دشمن تلاش فراوان می کرد که به هر نحو که ممکن است کله قندی را از محاصره خارج کرده و روی آن استقرار یابد. بدین منظور دشمن نزدیک یک هفته به وسیله هلی کوپتر به نیروهای تحت محاصره خود با اسلنیک آذوقه و کمک می رساند.

از سوی دیگر سعی وافر داشت که خط خودی را در دوراجی شکسته، با جناح چپ الحاق کند تا به این وسیله صرف نظر از شکسته شدن محاصره کله قندی با محاصره نمه کلان بو تمامی موقعیت جناح شمالی عملیات را متزلزل نماید و پس از آن محور میانی را از دشت مهران پس بزند.

براین اساس و با توجه به روند حرکت های دشمن، در محور «دوراجی» و «نمه کلان بو» مقاومت چشمگیری به عمل آمد.

از سوی دیگر، دشمن یک گردان از نیروهای پیاده خود را به یکی از شیارهای پشت ارتفاعات منتقل کرده بود تا شب را در آنجا استراحت کند و صبح با آغاز روشنایی هوا پاتک خود را با رعایت غافلگیری انجام دهند.

در این میان، نیروهای شناسایی به طور غیرمنتظره با حضور نیروهای عراقی در داخل شیار مواجه می شوند که بلافاصله موضوع به اطلاع یکی از یگان های سپاه می رسد و شیارها زیر آتش شدید خمپاره قرار می گیرد که در نتیجه از نیروهای دشمن جز تعدادی انگشت شمار، جان سالم به در نبرده، تماماً در داخل شیارها به هلاکت می رسند.

نظر به اینکه مقاومت نیروهای دشمن در کله قندی نقشی موثر در امیدواری دشمن جهت انجام پاتک داشت، لذا پس از گذشت ۱۱ شب از محاصره نیروهای دشمن، شهید حاج همت، فرمانده لشکر محمد رسول الله(ص) به منظور در هم کوبیدن مقاومت دشمن با نیروهای تحت فرماندهی خود اعزام گردید و در همان شب بلافاصله وارد عمل شد و به این شکل، زائده حاصله از حضور دشمن، پاکسازی شد.این عملیات علاوه بر آزادسازی جاده ایلام- مهران- دهلران و ارتفاعات زالوآب و نمه کلان بو موجب کشته و زخمی شدن ۵هزار نفر از نیروهای دشمن شد.

آشنایی با سالروز بمباران شیمیایی سردشت

آشنایی با سالروز بمباران شیمیایی سردشت
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- هفت روز از اولین ماه تابستان 1366 می‌گذرد. لحظاتی قبل از آن‌که عقربه‌های ساعت 30/4 دقیقه بعدازظهر را نشان دهد، نقطه‌های سیاهی در آسمان سردشت ظاهر می‌شود.

هواپیماها غرش می‌کنند و سپس‌ 4 بمب در شهر و 3 بمب دیگر در روستاهای اطراف فرود می‌آید. این یکی از فجیع‌ترین و وحشتناک‌ترین تهاجم شیمیایی بود که سبب کشته و مجروح شدن عده زیادی از هموطنان شد.

پس از این حادثه ایران سردشت را نخستین شهر قربانی جنگ‌افزارهای شیمیایی در جهان نامید. اما سردشت نخستین مورد استفاده از بمب‌های شیمیایی توسط عراق در طول جنگ تحمیلی نبود، همان‌طور که آخرین آنها هم نبود.

هزاران نفر بلافاصله بعد از حملات وحشیانه شیمیایی عراق جان سپردند. کسانی هم نجات پیدا کردند و ماندند تا با پوست‌ها و چشم‌های سوخته و تاول زده، خاطره سوختن همنوعانشان را به نسل‌ها منتقل کنند، آنانی که ماندند هنوز از دردهای طولانی و وخیم در عذابند.

استفاده از سلاح‌های شیمیایی در طول جنگ تحمیلی توسط عراق بیش از یکصد هزار مجروح و شهید در بین نظامیان و مردم بی‌دفاع کشورمان به‌جای گذاشته است. گازهای ارگانوفسفره (عوامل اعصاب، تاول‌زا و گاز خردل) در طول جنگ مکرراً‌ توسط نیروهای رژیم بعثی مورد استفاده قرار گرفت. پس از جنگ جهانی اول این نخستین باری بود که از سلاح‌های شیمیایی به صورت وسیع در جنگ استفاده می‌شود. این موضوع آشکارا مغایر با پروتکل 1925 ژنو بود.

پیش‌قراولان جنگ شیمیایی

آمریکایی‌ها اولین کسانی بودند که قبل از جنگ جهانی، سلاح‌های شیمیایی را علیه سرخپوستان به‌کار گرفتند. در جنگ جهانی اول در سال 1915 سلاح شیمیایی از سوی آلمان‌ها به‌کار گرفته شد و سپس دیگر کشورها استفاده از آن را در برنامه جنگی خود گنجاندند.

انگلیس پس از جنگ جهانی دوم، از ماده فیتوتوکسین علیه استقلال‌طلبان مالایا استفاده کرد. آمریکا در جنگ ویتنام، کامبوج و لائوس مواد شیمیایی و میکروبی را به‌کار برد. سال 1975 ویتنامی‌ها بمب‌های شیمیایی را در کامبوج علیه خمرهای سرخ به‌کار بردند.

سال 1979 ارتش شوروی سابق برای اشغال افغانستان از سلاح‌های شیمیایی بهره برد تا این‌که بالاخره از سال 1980 تا 1988 (60-1356) و در طول جنگ تحمیلی، رژیم صدام  هر جا که در جنگ به بن‌بست خورد، از بمب‌های شیمیایی استفاده کرد.

شراکت،‌ تنها برای تولید حشره‌کش!

عراق در سال 1980 با انتقال مقادیری از عوامل شیمیایی و مواد اولیه مربوط از ذخایر شوروی سابق و همچنین خرید تجهیزات ویژه از کشورهای اروپایی و ایالات متحده به تولید مستقل جنگ‌افزارهای شیمیایی، اقدام کرد.

در سال 1982 با کمپانی «‌ درای رایخ» آلمان که تأمین‌کننده وسایل فنی شیمیایی است قراردادی منعقد کرد و جهت تولید عوامل اعصاب به خرید مواد شیمیایی از منابع غربی اقدام کرد.

در واقع کشورهایی که امروز داعیه طرفداری از حقوق بشر و حمایت از نوع انسان در اقصی نقاط عالم را دارند از پیش‌قراولان فروش کارخانجات و مواد اولیه‌ شیمیایی به عراق هستند.

رسوایی انگلستان و کشف محموله مواد شیمیایی در بندر نرماندی فرانسه یکی از دلایل محکم ایرانیان برای اثبات کمک‌های نامشروع غرب در خلال جنگ به دولت بعث عراق است.

ماجرا از آنجا شروع می‌شود که یک کشتی عراقی در بندر نرماندی فرانسه توقیف می‌شود، پس از توقیف، 35000 تن دی‌متیل تسنوتات که از بندر لیورپول انگلیس به مقصد کویت برای تحویل به عراق توسط این کشتی حمل می‌شده، توقیف و ضبط شد.

پس از آن دولت انگلیس در ادعایی مضحک اعلام کرد که این مواد شیمیایی تنها برای تولید حشره‌کش! به عراق ارسال شده است. نمونه دیگر شراکت اروپا در جنایات شیمیایی عراق، نقش شرکت پتروشیمی فیلیپین در بلژیک است که در سال 1983 میلادی، 500 تن ماده اولیه گاز خردل را به عراق فروخت.

در همان دوره دادستانی در آلمان غربی سابق، دفاتر 12 شرکت این کشور را که متهم به فروش تسلیحات شیمیایی به عراق بودند بازرسی کرد که در جریان این بازرسی‌ها مدارک و شواهد فراوانی به‌دست آمد که این شواهد و مدارک در هزار پرونده مجزا ثبت شده اما کمتر پرونده‌ای از این میان به نتیجه مطلوب رسید.

فجایع وحشتناک رقم خورد

عراق بر استفاده از عوامل شیمیایی در جبهه‌های جنگ اکتفا نکرد و بارها در مناطق مسکونی، به‌ویژه در روستاها بمب‌های شیمیایی خود را فرود آورد. بر اساس گزارش‌های رسمی حملات شیمیایی عراق علیه ایران و برخی مناطق کردنشین عراق به بیش از سی بار می‌رسد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

- استفاده از گاز موستارد یا خردل در سردشت در هفتم تیر ماه سال 1366. این یکی از فجیع‌ترین و وحشیانه‌ترین حملات از نوع شیمیایی بود.
- بمباران شیمیایی بسیاری از روستاهای اطراف ایران در اسفند 1367
- شیمیایی ساکنان شهر شلمچه و روستاهای اطراف آن در اسفند 1367.

این وحشیانه‌ترین مورد استفاده از عوامل شیمیایی بود. بمباران شیمیایی شلمچه وسیع‌ترین مورد استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون به‌شمار می‌آید که حداقل 5 هزار نفر از مردم کرد و مسلمان این شهر کشته و 7 هزار تن زخمی شدند و بالاخره بمباران شیمیایی روستاهای اطراف شهرهای سرپل ذهاب، گیلانغرب و اشنویه در خرداد ماه 1367.

این چهار مورد مهم‌ترین موارد استفاده از عوامل شیمیایی در طول جنگ تحمیلی علیه غیرنظامیان توسط عراق بود.اما در واقع شروع استفاده از بمب‌های شیمیایی توسط عراق در جنگ تحمیلی در اوایل جنگ تحمیلی در منطقه شلمچه بود که از این بمب‌ها به‌طور محدود استفاده شد و برای دومین بار در منطقه میمک تکرار شد.

عراقی‌ها از آغاز سال 1361 به‌طور پراکنده و علنی از عوامل شیمیایی کشنده استفاده کردند. در سال 1362، عراق به کاربرد جنگ‌افزارهای شیمیایی در پیرانشهر و حوالی پنجوین مبادرت ورزید. ایران حادثه پنجوین را جنایت جنگی نامید و مجروحین جنگ شیمیایی به بیمارستان‌های تهران اعزام شدند.

از این پس عراق به‌طور مکرر در عملیات‌هایی چون والفجر 2، والفجر 4، خیبر، بدر و بعدها در والفجر 8 و کربلای 5 از شیمیایی استفاده کرد. 27 اسفند 1362 عراق برای اولین بار در تاریخ جنگ‌های دنیا از گاز اعصاب استفاده کرد.

در اواخر سال 1362 عراق به علت علنی شدن ابعاد گسترده کاربرد این جنگ‌افزارها در جنگ با ایران در مجامع بین‌المللی مجبور به توقف موقتی استفاده از آنها شد. اما استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی در بعد وسیع توسط عراق از اوایل زمستان 1364 که رزمندگان ایران توانستند شهر فاو را تصرف نمایند، مجدداً آغاز شد. در اوایل سال 1366 عراق بار دیگر از جنگ‌افزارهای شیمیایی به‌طور انبوه در جبهه مرکزی سومار استفاده کرد.

پس از عملیات والفجر 8 ، نیروهای عراقی به طرز بی‌سابقه‌ای از مواد سمی شیمیایی استفاده کردند. حدود هفت هزار گلوله توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع ایران شلیک شد.

در طول 20 روز هواپیماهای عراق بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه عملیات فرو ریختند و متجاوز از 30 تهاجم شیمیایی علیه هدف‌های غیرنظامی در ایران انجام شد و این به معنای رقم خوردن فجایعی در سردشت و حلبچه بود که با فجایعی همچون بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن به‌ دست آمریکا قابل مقایسه است

آشنایی با عملیات مرصاد

آشنایی با عملیات مرصاد

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- درست6 روز پس از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران، مقارن ساعت 14:30 سوم مرداد سال 67 منافقین و ارتش عراق به تصور اینکه اوضاع داخلی ایران نابسامان است، عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از مسیر سرپل ذهاب و از جنوب گردنه پاتاق (نزدیکی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر کرند پیشروی کردند.

حدود ساعت 18:30 اولین تانک‌های عراقی با آرم منافقین وارد شهر شدند و پس از تصرف کرند، حرکت خود را به سمت اسلام‌آباد غرب آغاز و به محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم چنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند.

این در حالی بود که  از چند روز پیش‌تر ارتش عراق  در تکاپو بود تا در آخرین فرصت‌ها صحنه نبرد را به نفع خود تغییر دهد. پس از پذیرش قطعنامه 598، ارتش عراق در اقدامی شتاب‌زده، منطقه خوزستان را بار دیگر مورد هجوم گسترده قرار داده و تا جاده اهواز ـ خرمشهر پیشروی کرده و خرمشهر را نیز در معرض تهدید قرار داده بود.

به این ترتیب در حالی که اغلب یگان‌های ایران در جبهه جنوب مستقر بودند، منافقین از اوضاع داخلی ایران سوءاستفاده کرده و از مسیر پاتاق  تا تنگه چهار زبر پیشروی کردند. منافقین طرح عملیات خود را در یک جلسه 24 ساعته آماده کرده بودند و در تاریخ 31 مرداد، نیروهای خود را توجیه کرده و نام عملیات خود را هم  فروغ جاویدان گذاشته بودند.

گویا  در همان جلسه، منافقین به خیال واهی پیشروی تا تهران، با تحلیل وضعیت داخلی ایران گفته بودند که جمع‌بندی نهایی را در میدان آزادی تهران انجام خواهند داد.

تمرکز نیروهای ایرانی در جبهه جنوب منجر بدان شد که حرکت منافقین در داخل خاک ایران در ابتدا به سرعت انجام گیرد. اما بلافاصله بعد از اینکه  خبر هجوم  دشمنی  که چندان هم هویتش مشخص نبود به نیروهای خودی رسید، شهید علی صیاد شیرازی راهی کرمانشاه شد تا اوضاع را بررسی کند.

صیاد شیرازی در زمان حیاتش در جایی ماجرای ورود منافقین و مطلع شدن از حمله آنها را این‌گونه تعریف می‌کند: «... یک دفعه ساعت 30/8 شب از ستاد کل به من زنگ زدند و گفتند: دشمن از سرپل ذهاب، گردنه پاتاق با سرعت ‏به جلو مى‏آید. همین جورى سرش را انداخته پایین مى‏آید. من گفتم: کدام دشمن؟! اگر تنها از یک محور می‌آید، پس چه جور دشمنی است؟! گفتند: نمى‏دانیم. گفتند: همین طور آمده الان هم به کرند رسید و کرند را هم گرفتند. چون بعد از پاتاق، مى‏شود کرند، بعد از کرند، مى‏شود اسلام‏آباد غرب و سپس نیز مى‏آیند به کرمانشاه. گفتم: این چه جور دشمنى است؟ گفتند: ما هیچى نمى‏دانیم...
شهید صیاد شیرازی ادامه می‌دهد: «...آخر گفتم: فقط به هواپیما بگویید که ساعت 30/10 آماده بشود ما با هواپیما برویم به کرمانشاه. طاق بستان محل قرارگاه بود. مجبور شدیم پیاده شویم، ماشین گرفتیم، رفتیم تا رسیدیم و تا ساعت 30/1 شب ما دنبال این بودیم، این دشمنى که دارد مى‏آید، کیه؟ ساعت 30/1 شب یک پاسدارى آمد، گفت: من اسلام‏آباد بودم، دیدم منافقین آمدند، ریختند توى شهر! تازه فهمیدم منافقین هستند ریختند توى شهر.»

در این عملیات منافقین، حدود 30 تیپ رزمی جهت تهاجم خود به خاک ایران تشکیل داده بودند. هر تیپ 170 نفر نیروی رزمی (20 زن و 150 مرد) در اختیار داشت که به همراه نیروهای پشتیبانی به 280 نفر می‌رسید و دارای دو گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان ادوات و یک گردان ارکان و پشتیبانی رزم بود.

در بدو ورود منافقین، تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند سپس با استفاده از تعداد زیادی تانک دجله و خودرو، نیروهای منافقین به طرف کرمانشاه عزیمت کردند که در منطقه حسن آباد،20 کیلومتری اسلام آباد به دلیل سازماندهی جدید رزمندگان ایرانی و جمع آوری نیرو، منافقین زمین گیر شدند.

نیروهای خودی در فاصله 200 متری آنان در ارتفاعات  چهارزبر ضمن تشکیل خط پدافندی با آنان درگیر شده، و بعدازظهر 4 مرداد با محاصره شهر اسلام آباد، به منظور انسداد عقبه و راه فرار، سه راه اسلام آباد –  کرند را قطع، و آنها را محاصره کردند.

رزمندگان خودی در روز 5 مرداد عملیات  مرصاد را با رمز «یا علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)» آغاز کردند و طی چندین ساعت، صدها تن از منافقین را به هلاکت رسانده و مابقی را به فرار وا داشتند.

در این عملیات، رزمندگان اسلام از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنزین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی به منافقین وارد کردند. طبق یک آمار بیش از 2500 نفر از منافقین در این عملیات به هلاکت رسیدند.

تنگه چهار زبر که محل زمین گیر کردن نیروهای منافقین بود امروز به مرصاد معروف شده است. جایی که نیروهای رزمنده کشورمان به دلیل کمین برنامه ریزی شده توطئه شوم نیروهای منافقین را خنثی کردند. مرصاد یعنی  کمین.

آشنایی با مقاومت سرنوشت‌ساز

ایران > دفاع- در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد.

صدام، رئیس جمهور عراق با ظاهرشدن در برابر دوربین‌های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر، آغاز تجاوز  به خاک ایران را اعلام کرد.

5 روز پیش از آن، صدام هنگام نطق در مجلس عراق، در 26 شهریورماه 1359 گفته بود:« در برابر شما اعلام می‌کنم که ما قرارداد مارس 1975 را کاملاً ملغی‌شده می‌دانیم و شورای فرماندهی انقلاب تصمیم خود را در این زمینه اتخاذ خواهد کرد.

ما تصمیم تاریخی خود را برای اعاده حاکمیت کامل خود بر سرزمین و آب خود اتخاذ کردیم و با قدرت هرچه تمام‌تر در برابر هرکس که این تصمیم قانونی را نادیده بگیرد، می‌ایستیم ..... رژیم عراق تصمیم گرفته سرزمین‌های خود را با زور باز پس گیرد».

عراق پس از مقدمه‌چینی‌های فراوان سیاسی و نظامی، در ساعت 14:15 دقیقه دوشنبه، 31 شهریورماه 1359 با 3 فروند میگ 23، به فرودگاه بین‌المللی مهرآباد تهران- به تقلید از حمله هوایی اسرائیل در جنگ 6 ‌روزه با اعراب- حمله کرد.

هم‌زمان پایگاه‌های هوایی تبریز، همدان، دزفول، بوشهر، شیراز، اصفهان و فرودگاه‌های اهواز، کرمانشاه، سنندج و ارومیه، توسط 192 فروند جنگنده عراقی مورد حمله قرار گرفت.

روز اول مهر 1359 نیز ارتش عراق با استعداد 48 یگان سازمان‌دهی شده در قالب تیپ‌ها و لشکرهای مکانیزه، زرهی و پیاده با برخورداری از پشتیبانی 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوایی و 3666 فروند هواپیما و 400 فروند هلی‌کوپتر به ایران حمله کرد.

جنگی نابرابر در شرایطی به ایران اسلامی تحمیل شد که از جانب استکبار جهانی به ویژه آمریکا تحت فشار شدیدی قرار داشت و در داخل کشور نیز جناح‌های وابسته به غرب و شرق با ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و ایجاد درگیری‌های نظامی درصدد تضعیف نظام بودند و نیروهای نظامی نیز به خاطر تبعات قهری انقلاب، هنوز مراحل بازسازی و ساماندهی را به طور کامل پشت سر ننهاده بودند.

رؤیای فتح 3 روزه

ارتش عراق که بر اساس محاسبات خود از وضعیت داخلی و خارجی ایران، فتح یک هفته‌ای تهران را در سر می‌پروراند، در روزهای نخست تجاوز، بدون مانعی جدی در مرزها تا دروازه‌های اهواز و خرمشهر پیش تاخت.

نیروی زمینی ارتش عراق تهاجم خود را در سه محور شمالی، میانی و جنوبی آغاز کرد، ولی علیرغم تصور خود در تصرف سریع شهرها، با مقاومت نیروهای مردمی، یگان‌های ارتش و نیروهای سپاه روبه‌رو شد.

در جبهه میانی سپاه دوم عراق در سه محور مهران، نفت‌شهر و قصرشیرین وارد عمل شد تا ضمن دسترسی به تنگه پاتاق و تأمین امنیت بغداد از طریق سرپل ذهاب و قصرشیرین،‌ به سمت گیلانغرب پیشروی کند.

پیشروی نیروهای عراقی در حالی بود که شهرهای مرزی، خطوط دفاعی و پایگاه‌های نظامی در این مناطق به طور مستمر توسط هواپیماهای عراقی و آتش توپخانه بمباران می‌شد.

در این محور در ششم مهرماه 1359، در کنار مقاومت مردم و نیروهای سپاه در مقابل هجوم دشمن به شهر، خلبانان هوانیروز ارتش به فرماندهی شهید شیرودی، عقبه یگان‌های دشمن را منهدم کردند و بدین ترتیب نیروهای دشمن از شهر عقب رانده شدند.

در جبهه شمالی، سپاه یکم عراق مأموریت داشت ضمن حفاظت منطقه و کنترل معارضان کرد عراقی، نیروهای ضدانقلاب را به منظور تجزیه کردستان و بخش جنوبی آذربایجان غربی تجهیز، تقویت و پشتیبانی کند.

بعدازظهر 31 شهریور 1359 خرمشهر زیر آتش سنگین توپخانه ارتش عراق قرار گرفت. شهر در آتش می‌سوخت و صدای انفجار، لحظه‌ای قطع نمی‌شد. در چنین شرایطی گروه‌های مقاومت در مسجد جامع و سایر پایگاه‌های نظامی ‌شکل گرفت و در محورهای هجوم جنگ‌وگریز آغاز شد.

نیروهای مقاومت خرمشهر با ام‌یک، ژ3، بطری‌های آتش‌زا و چند آرپی‌جی دشمن را تا 34 روز پشت دروازه‌های شهر زمین‌گیر کردند و مانع دستیابی سریع دشمن به اهدافش از جمله تصرف 3 روزه خوزستان شدند.

پاسخ قاطع

در جبهه جنوب، ارتش عراق در نظر داشت ضمن حمله غافلگیرانه به پایگاه‌های هوایی و از کار انداختن آنها، تهاجم یگان‌های زمینی خود را در 4محور و از طریق معابر وصولی شناخته شده به منظور تأمین اهداف عملیاتی انجام دهد.

در محور نشوه - جفیر- اهواز دشمن در 8 مهرماه تا چند کیلومتری اهواز پیش رفت. ولی با هشدار امام و شبیخون پاسداران و مقاومت مردمی اهواز به فرماندهی شهید غیور اصلی، پیشروی دشمن متوقف شد و اهواز از سقوط نجات یافت.

در محور چزابه دشمن به سرعت توانست پیشروی کند و با تصرف شهر بستان در روز هفتم جنگ سوسنگرد را تصرف کند.

دشمن، نگهداری سوسنگرد را به عناصر خلقی عرب واگذار کرد، 4 روز بعد نیروهای مردمی، سوسنگرد را آزاد کردند، ولی 24 آبان عراق با محاصره سوسنگرد از سه محور قصد نفوذ به شهر را داشت که با مقاومت نیروهای سپاه و ژاندارمری نتوانست آن را تصرف کند و پس از 48 ساعت با حمله نیروهای جنگ‌های نامنظم به فرماندهی شهید دکتر چمران محاصره شهر شکسته و دشمن مجبور به عقب‌نشینی به پشت رود کرخه شد.

در محور شلمچه نیز وقتی دشمن از تصرف سریع خرمشهر مأیوس شد، شهر را دور زد و آبادان را محاصره کرد ولی با حضور نیروهای مردمی،‌ شهر سقوط نکرد و محاصره 330 درجه آن با عقب راندن دشمن به شمال رودخانه بهمن‌شیر به 27درجه کاهش یافت.

جالب آنکه هفته‌نامه نیوز ورلد ریپورت (چاپ آمریکا در 4 مهرماه 1360 ) نوشت: دولتمردان ایران ضعیف‌تر از آن هستند که اشغالگران عراقی را از خاک خود بیرون برانند و بسیاری از کارشناسان خاورمیانه معتقدند که با پایان دادن به جنگ ایران و عراق، رژیم جنگ‌زده ایران باید سقوط کند .... سقوط سران حکومت ایران بسیار نزدیک به نظر می‌آید.

اما در همان روزها بود که رادیو لندن اعتراف کرد: هدف عراق از حمله به ایران بی‌اعتبار کردن رژیم آیت‌الله خمینی بوده است، ولی به نظر می‌رسد که هدف مزبور با شکست مواجه شده و برعکس موجبات اتحاد مردم ایران را فراهم ساخته است.

شکست دیکتاتور

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران 2887 روز به طول انجامید که طی آن 1000 روز نبرد فعال صورت گرفت که 793 روز حمله از سوی رزمندگان اسلام بود و 207 روز از سوی ارتش متجاوز بعثی. در طول جنگ 381 هزار و 680 نفر از نیروهای دشمن کشته و یا زخمی شدند و 72 هزار نفر به اسارت نیروهای اسلام درآمدند.

در این 8 سال، 371 فروند هواپیما و 82 فروند بالگرد دشمن منهدم شد. 1700 دستگاه تانک و نفربر، 480 قبضه توپ و 3 هزار و 363 دستگاه خودرو نظامی به غنیمت ایران درآمد و 5 هزار و 758 دستگاه تانک و نفربر، 532 قبضه توپ و 5 هزار و 152 دستگاه خودرو نظامی دشمن منهدم گردید.

مقاومت رزمندگان اسلام سبب شد تا ذخایر ارزی عراق که در ابتدای جنگ، حدود 30 میلیارد دلار بود، پس از شکست در عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر به صفر برسد و پس از پایان جنگ، این کشور بیش از 70 میلیارد دلار بدهی داشته باشد.

آشنایی با عملیات فتح‌المبین

آشنایی با عملیات فتح‌المبین
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- همشهری‌آنلاین:
عملیات فتح المبین با مراجعه به قرآن کریم نامگذاری شد و در ساعت سی دقیقه بامداد روز دوشنبه ‌٢ فروردین 1361 فرمان آغاز حمله بزرگ و سرنوشت ساز فتح المبین صادر شد

با خاتمه یافتن عملیات طریق القدس، تلاش برای اجرای عملیات بعدی به منظور جلوگیری از قدرت تصمیم گیری، تجدید سازمان و تقویت روحیه دشمن آغاز شد. در این شرایط که نیروهای رزمنده ابتکار عمل در جنگ و پشت جبهه را در دست داشتند، دو منطقه «غرب دزفول» و «منطقه عمومی خرمشهر» (غرب کارون) نظر فرماندهان نظامی را به خود جلب کرده بود که الزاما می بایست یکی از آن ها جهت اجرای عملیات انتخاب می‌شد.

پس از مدت‌ها بحث و بررسی، فرماندهان نیروی زمینی ارتش، منطقه خرمشهر و فرماندهان سپاه پاسداران منطقه غرب دزفول را برای انجام عملیات بزرگ آینده پیشنهاد کردند که سرانجام منطقه پیشنهادی سپاه به دلایلی همچون تناسب یگان های خودی با وسعت این منطقه، تناسب شرایط طبیعی این منطقه با رزم قوای پیاده و ... جهت انجام عملیات فتح المبین برگزیده شد.

طرح‌ریزی عملیات افتخار آفرین فتح المبین از اواسط آبان ‌١٣٦٠ آغاز شد و پس از تلاش های مستمر و خستگی ناپذیر و انجام مشورت ها و هماهنگی های گسترده، میان فرماندهان نظامی، سرانجام طرح عملیاتی شماره ‌١ فتح المبین در اواخر دی ماه همان سال آماده شد. روز ‌١٣ بهمن ‌١٣٦٠ در پی یک نشست مشترک بین فرماندهان عمده سپاه و ارتش طرح یادشده به یگان های عمده اجرایی ابلاغ و متعاقب دریافت اطلاعات جدید در ‌٣٠ بهمن همان سال طرح اولیه بازنگری شده و طرح شماره ‌٢ در ‌١٣ اسفند انتشار یافت.

این عملیات با مراجعه به قرآن کریم فتح نامگذاری شد و سرانجام در حالی که اشک شوق در چشمان کلیه حاضران مرکز فرماندهی جمع شده بود، در ساعت سی دقیقه بامداد روز دوشنبه ‌٢ فروردین ماه فرمان آغاز حمله بزرگ و سرنوشت ساز فتح المبین به شرح زیر صادر شد:

بسم الله الرحمن الرحیم ، بسم الله القاصم الجبارین و یا زهرا

رزمندگان دلاور اسلام با دریافت پیام، عملیات حماسی و تاریخی فتح المبین را در شمال خوزستان آغاز کردند و از جنوب و شمال غربی شوش و غرب دزفول در چند محور با ارتش عراق درگیر شدند.

اهداف عملیات:

-آزادسازی بخش وسیعی از مناطق اشغال شده، همچون سایت ‌٤ و ‌٥ رادار و ده ها روستای منطقه.

-انهدام دو لشکر عراق (‌١٠ زرهی و ‌١ مکانیزه).

-دست یابی به خطوط پدافندی مناسب و استفاده از حداقل نیروهای خودی در آن خطوط

-خارج کردن شهرهای شوش، اندیمشک و دزفول از تیررس آتش توپخانه دشمن.

-دور کردن آتش موثر دشمن از جاده اهواز – اندیمشک.

منطقه عملیات:

منطقه عمومی فتح‌المبین در غرب رودخانه کرخه واقع شده است و از شمال به ارتفاعات صعب العبور تی‌شکن، دالپری، چاه نفت و تپه سپتون؛ و از جنوب به ارتفاعات میشداغ،تپه‌های رملی و چزابه (شیب)؛ و شرق به مرز بین‌المللی (در شمال و جنوب فکه) منتهی می‌شود.

منطقه مزبور ‌٢٥٠٠ کیلومتر مربع وسعت دارد از لحاظ جغرافیایی ناهموار است و علاوه بر ارتفاعات یادشده، دارای تپه های ماهور بسیار و بعضاً غیر قابل عبور می باشد. این بلندی ها به دلیل پستی زمین در شرق کرخه، روی شهرهای شوش، هفت تپه و جاده اهواز – اندیمشک کاملا مشرف می باشند. ارتفاعات ابوصلیبی خات با ‌٢٠٢ و ‌١٨٩ متر، کوه های برغازه، رقابیه تی شکن، کمر سرخ، تنگه ابوغریب و رقابیه، مراکز رادار، سایت ‌٤ و ‌٥، پادگان عین خوش و نقاط حساسی همچون دوسلک و سه راهی قهوه خانه از عوارض مهم منطقه عملیاتی فتح المبین بودند.

جاده‌های آسفالته دزفول به دهلران، عین خوش به چم سری، جاده تنگه ابوغریب، جاده امامزاده عباس به چاه نفت و پل های احداث شده روی رودخانه های چیخواب و دویرج نیز از مهم ترین راه های مواصلاتی منطقه محسوب می شدند.

استعداد دشمن:

مسؤولیت پدافند از منطقه غرب دزفول به عهده دو لشکر ‌١٠ زرهی و ‌١ مکانیزه ارتش عراق بود و به تناسب میزان هوشیاری دشمن و آگاهی از عملیات نیروهای ایران، براستعداد آن ها افزوده می شد. در مجموع، تمامی یگان هایی که قبل از شروع عملیات، در منطقه مستقر بودند؛ و نیز تمام یگان هایی که حین عملیات وارد منطقه شدند، عبارت بودند از:

- لشکر ‌١٠ زرهی؛ شامل: تیپ های ‌١٧، ‌٤٢، ‌٥١ و ‌٦٠ زرهی، تیپ ‌٢٤ مکانیزه، تیپهای ‌٥٥، ‌٩٩، ‌٤٢٣ و ‌٥٠٥ پیاده.

- لشکر ‌١ مکانیزه؛ شامل: تیپ های ‌٣٤ و ‌٥١ زرهی، تیپ های ‌١ و ‌٢٧ مکانیزه، تیپهای ‌٩٣، ‌٩٦، ‌١٠٩ و ‌٤٢٦ پیاده.

- لشکر ‌٣ زرهی؛ شامل: تیپ های ‌٦ و ‌١٢ زرهی، تیپ ‌٨ مکانیزه.

- لشکر ‌٦ زرهی؛ شامل: تیپ ‌٢٥ مکانیزه.

- لشکر ‌٩ زرهی؛ شامل: تیپ ‌١٤ مکانیزه و تیپ های ‌٣٥ و ‌٤٣ زرهی.

- لشکر ‌٧ پیاده: شامل: تیپ های ‌١٩ و ‌٣٨ پیاده.

- یگان هایی با ماموریتهای ویژه: تیپ‌های ‌١٠، ‌١١، ‌١٢، ‌١٣، ‌١٤، ‌١٥، ‌١٩، ‌٦٠٣، ‌٦٠٤، ‌٦٠٥.

- تیپ‌های مستقل: تیپ مکانیزه گارد ریاست جمهوری، تیپ ‌١٠ زرهی، تیپ های ‌٩١ و ‌٩٢ پیاده و تیپ ‌٥ گارد مرزی

کماندو: ‌٩ گروهان

- توپخانه: ‌٤ گردان از لشکر ‌١٠، ‌٤ گردان از لشکر ‌١، ‌٣ گردان از لشکر ‌٣، گردان ‌٢١٧

قوای خودی:

قرارگاه مرکزی کربلا با فرماندهی مشترک نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران، هدایت کلی عملیات را بر عهده داشت که چهار قرارگاه فرعی زیر تحت امر آن بود:

الف – قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش: تیپ ‌٨٤ پیاده خرم آباد با ‌٣ گردان، تیپ ‌٢ زرهی لشکر ‌٩٢ زرهی اهواز با ‌٣ گردان

سپاه: تیپ ‌٤١ ثارالله (ع) با ‌٦ گردان، تیپ ‌١٤ امام حسین (ع) با ‌٩ گردان، عناصری از سپاه ایلام

ب – قرارگاه نصر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش : تیپ های ‌١، ‌٢ و ‌٣ از لشکر ‌٢١ پیاده حمزه با ‌١٠ گردان، تیپ ‌٥٨ ذوالفقار با ‌٤ گردان

سپاه: تیپ ‌٢٧ محمد رسول الله (ص) با ‌٩ گردان، تیپ ‌٧ ولی عصر (عج) با ‌٩ گردان

ج – قرارگاه فجر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش: لشکر ‌٧٧ پیاده خراسان با ‌٣ تیپ

سپاه: تیپ ‌٣٣ المهدی (عج) با ‌٦ گردان، تیپ ‌٤٦ فجر با ‌٥ گردان، تیپ ‌١٧ علی ابن ابی طالب (ع) با ‌٦ گردان امام سجاد (ع) با ‌١١ گردان

د– قرارگاه فتح هدایت نیروهای زیر را به عهده‌٨ داشت:

ارتش: تیپ ‌١ لشکر ‌٩٢ زرهی، تیپ ‌٥٥ هوابرد، تیپ ‌٣٧ زرهی شیراز

سپاه : تیپ ‌٢٥ کربلا، تیپ ‌٨ نجف با ‌٨ گردان

در مجموع حدود ‌١٠٠ گردان از سپاه و ‌٣٥ گردان از ارتش در عملیات شرکت کردند.

هم چنین واحدهایی از توپخانه، هوانیروز و نیروی هوایی ارتش، مهندسی جهاد سازندگی و مهندسی سپاه و ارتش، پشتیبانی عملیات را بر عهده داشتند.

طرح مانور:

منطقه مورد نظر برای عملیات به چهار محور زیر تقسیم شده که در هر یک از آن ها می‌بایست یک قرارگاه عملیاتی وارد عمل شود:

الف – محور تی شکن و چاه نفت:

قرارگاه قدس در این محور ماموریت داشت تا از جناح لشکر ‌١٠ عراق وارد عمل شده و ارتفاعات کمر سرخ و ‌٢٠٢، امام زاده عباس، شهر و پادگان و ارتفاعات عین خوش و در نهایت منطقه ابوغریب را به تصرف خود درآورد. این قرارگاه در صورت موفقیت می‌توانست عقبه لشکر ‌١٠ را ببندد و به همین دلیل نتیجه عملیات آن، بسیار اساسی و سرنوشت ساز بود.

ب – محور غرب پل نادری:

در این محور قرارگاه نصر موظف بود اهدافی همچون شاویه، بلتا، جوفینه، علی گره زد، تپه چشمه، شهدا و کوت کاپون را تصرف و تامین نماید که به دلیل نوع درگیری این قرارگاه (تک جبهه ای) ، پیش بینی نتایج عملیات در این محور سخت و دشوار بود.

ج – محور غرب شوش:

دشمن در منطقه غرب شوش، به دلیل وجود اهداف مهمی همچون سایت ‌٤ و ‌٥ رادار از مستحکم ترین مواضع و خطوط دفاعی برخوردار بود قرارگاه فجر ماموریت داشت ضمن تصرف اهداف فوق الذکر، روی ارتفاعات ابوصلیبی خات مستقر شود.

د – محور رقابیه:

تصرف تنگه رقابیه و منطقه دوسلک، وظیفه قرارگاه فتح بود که در نتیجه آن، عقبه لشکر ‌١ عراق بسته می شد. در صورت موفقیت نیروهای این قرارگاه و الحاق آن ها با نیروهای قرارگاه قدس، خط نهایی عملیات تامین می شد.

شرح عملیات:

در ساعت ‌٠٠:30 بامداد ‌٢/١/١٣٦١، عملیات فتح المبین با رمز مبارک یازهرا (س) آغاز شد. حوادث و رویدادهای عملیات در محور و مراحل مختلف آن به شرح ذیل می باشد:

مرحله اول عملیات فتح المبین (‌٢/١/١٣٦١)

در این مرحله در محور قرارگاه قدس، تیپ ‌١٤ امام حسین (ع) در جناح راست موفق شد با حرکت احاطه ای از شمال غربی و غرب رودخانه چیخواب ضمن تصرف منطقه عین خوش، عقبه دشمن در این محور را مسدود کند. تیپ ‌٤١ ثارالله و تیپ ‌٨٤ خرم آباد نیز در جناح چپ این قرارگاه از شمال دشت عباس طرف امام زاده عباس و تپه ‌٢٠٢ پیشروی کرده و مواضع دشمن را به تصرف خود درآورد، لیکن این مواضع در جریان پاتک های شدید دشمن مجددا به اشغال نیروهای عراقی درآمد.

در محور قرارگاه نصر؛ یگان‌های عمل کننده در ساعت ‌٠١:30 بامداد با دشمن درگیر شدند. در حالی که واحدهای ارتش عراق در این محور به شدت مقاومت می کردند، یک گردان از تیپ ‌٢٧ محمد رسول الله (ص) که ماموریت تصرف علی گره زد و خاموش کردن آتش توپخانه مستقر در آن را بر عهده داشتند، تا اعماق خطوط دشمن نفوذ کرده و قرارگاه توپخانه دشمن را به تصرف درآوردند. در نتیجه، یگان های دیگر این قرارگاه موفق شدند مواضع اصلی پدافندی دشمن در شمال محور پل نادری، سرخه فلیه، سرخه صالح و تپه چشمه، کوت کاپون، سه راهی قهوه خانه و تپه شاوریه را به تصرف در آورند.

در محور قرارگاه فجر؛ به دلیل مستحکم بودن خطوط پدافندی، حجم انبوه آتش و هوشیاری دشمن نسبت به جهت تک و نیز انسداد اکثر راه کارهای پیش بینی شده خودی، نیروهای این قرارگاه با روشن شدن هوا به موقعیت اولیه خود بازگشتند. در محور قرارگاه فتح؛ ماموریت این قرارگاه در آغاز عملیات، تنها اعزام گروه های «آرپی جی زن» برای شکار این تانک ها محدود گردید. بر همین اساس گروه های مورد نظر اعزام شدند، لیکن تنها موفق گردیدند حدود ‌٢٠ تانک و نفربر دشمن را منهدم کنند.

مرحله دوم عملیات فتح المبین(‌٤/١/١٣٦١)

ساعت یک بامداد چهار شنبه چهارم فروردین، مرحله دوم عملیات فتح با کلمه رمز یازهرا(س) آغاز شد و نیروهای ایران اسلامی در اولین ساعات شروع عملیات، تلفات سنگینی بر دشمن وارد آوردند و به مواضع او در جبهه های غرب شوش و دزفول دست یافتند. در این مرحله از عملیات تنگه رقابیه و ارتفاعات میشداغ پاکسازی شد.

در این مرحله، ماموریت اصلی به عهده قرارگاه فتح بود تا با تصرف تنگه رقابیه و ضمن تهدید عقبه نیروهای عراقی، در منطقه قرارگاه فجر، موجب کاهش فشار دشمن به قرارگاه قدس شود. قرارگاه های نصر و قدس نیز در این مرحله ماموریت داشتند تا با ترسیم خطوط پدافندی خود، در مقابل پاتک های دشمن مقاومت کنند.

هم چنین، قرارگاه فجر همچون مرحله اول ماموریت داشت تا به منظور جلب توجه دشمن به انجام عملیات ایذایی بپردازد و ذهن فرماندهان عراقی را از محور اصلی عملیات منحرف کند.

قرارگاه فتح از دو محور عملیات خود را آغاز کرد. یک تیپ پیاده به همراه یک گردان زرهی با هدف تصرف ارتفاعات رقابیه، از حاشیه تنگه رقابیه و آب گرفتگی وارد عمل شدند و دو تیپ نیز محور اصلی حرکت خود را تنگه دلیجان – به منظور دور زدن دشمن – قرار دادند و در نتیجه موفق شدند تنگه رقابیه، ارتفاعات رقابیه و میشداغ به همراه تعداد زیادی تجهیزات سنگین دشمن را به تصرف درآورند . به دنبال آن، نیروهای عراقی از فشار خود در محور عین خوش کاسته و پاتک های سنگین را متوجه منطقه رقابیه کردند و به رغم این که خطوط پدافندی نیروهای خودی در داخل تنگه تا آستانه سقوط پیش رفت، لیکن مقاومت نیروهای خودی به حفظ و تامین اهداف این مرحله منجر شد.

مرحله سوم عملیات فتح المبین (‌٧/١/١٣٦١)

در سومین مرحله عملیات، مهم ترین مواضع حیاتی دشمن در غرب شوش و دزفول فتح شد. این مرحله از عملیات مقارن ساعت ‌٢٢ و ‌٣٠ دقیقه شب شنبه ‌٧ فروردین با نام فتح المبین و با کلمه رمز یازهرا در شمال غربی شوش آغاز شد.

فرماندهان سپاه و ارتش پس از کسب نتایج موفقیت آمیز در مرحله دوم عملیات، به این نتیجه رسیدند که نیروهای دشمن به دلیل از هم پاشیدگی سازمان و گسستگی در سیستم فرماندهی خود، احتمالا از منطقه عملیاتی فرار خواهند کرد. لذا تصمیم گرفته شد هر چه سریع تر با انجام عملیات دیگری، قوای دشمن منهدم و خطوط پدافندی قوای خودی تصحیح و تقویت شود. بر همین اساس، پس از طراحی مانور این مرحله از عملیات، نیروهای خودی در بامداد روز هفتم حمله خود را آغاز کردند و همان گونه که پیش بینی می شود، دشمن برای مصون ماندن از انهدام و اسارت نیروهایش، بسیاری از مواضع خود را به ناچار ترک کرده و به منتهی الیه خطوط پدافندی خود در منطقه، (چنانه، دوسلک و غرب ارتفاعات تینه) عقب نشینی نمود.

مرحله چهارم عملیات فتح المبین (‌٨/١/١٣٦١)

در چهارمین مرحله عملیات که سحرگاه روز یکشنبه ‌٨ فروردین با نام فتح و کلمه رمز یازهرا آغاز شد. قرارگاه نصر به پاکسازی منطقه متصرفه در شرق ارتفاعات تینه پرداخته و پس از آن به کمک قرارگاه قدس شتافت. قرارگاه قدس که در روز گذشته ارتفاعات ‌٢٠٢ تنگه ابوغریب را به تصرف درآورده بود، می کوشید از فرار نیروهای در حال عقب نشینی عراق جلوگیری نماید. قرارگاه فجر نیز مسئولیت پاکسازی منطقه متصرفه خود را بر عهده داشت.

هم چنین نیروهای قرارگاه فتح ضمن عبوراز تنگه دلیجان به سمت برغازه و دوسلک موفق شدند این دو منطقه را به تصرف در آورده و با نیروهای قرارگاه نصر الحاق نمایند و سپس به سمت مرزهای بین المللی پیشروی کنند.

در مجموعه، طی این مرحله از عملیات ، ارتفاعات تینه، دوسلک و برغازه به تصرف کامل درآمدند و دشمن به غرب رودخانه دویرج و تپه ‌١٨٢ عقب رانده شد. لازم به ذکر است که نیروهای خودی در تلاش اصلی خود در این مرحله که دستیابی به عقبه های دشمن و ممانعت از فرار نیروهای آنان بود موفق نبودند و دشمن توانست بسیاری از نیروها و تجهیزات خود را از منطقه عملیات خارج کند.

نتایج:

- آزادسازی ‌٢٥٠٠ کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی؛ شامل دهها بخش و روستا، سایت ‌٤ و ‌٥ رادار، جاده مهم دزفول – دهلران و ... .

- نزدیک شدن نیروهای خودی به مرز در منطقه غرب شوش و دزفول.

- خارج شدن شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش و مراکز مهمی همچون پایگاه هوایی دزفول از تیررس توپخانه دشمن و دستیابی به چاه‌های نفت ابوقریب در ارتفاعات تینه.

- انهدام بیش از ‌٤ لشکر،‌٣٦١ تانک و نفربر، ‌١٨ هواپیما، ‌٣٠٠ خودرو، ‌٥٠ توپ و ‌٣٠ دستگاه مهندسی ارتش عراق.

- به غنیمت گرفته شدن ‌٣٢٠ تانک و نفربر، ‌٥٠٠ خودرو، ‌١٦٥ توپ، ‌٥٠ دستگاه مهندسی و مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی.

- به اسارت در آمدن بیش از ‌١٥ هزار تن از نیروهای دشمن.

- کشته و مجروح شدن حدود ‌٢٥ هزار تن از نیروهای دشمن.

آشنایی با بازخوانی دفاع مقدس در اسناد سازمان ملل

آشنایی با بازخوانی دفاع مقدس در اسناد سازمان ملل
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خنکای آخرین روزهای شهریور هر سال، یادآور زخم کهنه آغاز حمله ناجوانمردانه دولت بعثی عراق به مرزهای مقدس ایران اسلامی است که 8سال به طور انجامید.

گرچه یکی- دو سالی است که جنگ افروز این نبرد، به دار مجازات آویخته شده اما جنگ افروزان اصلی اکنون خود عراق را اشغال کرده‌اند. از این منظر بازخوانی8 سال دفاع مقدس که توام با داغ از دست دادن پاک‌ترین جوانان این آب و خاک از یک سو و به دست آوردن باورها و توانایی‌های همان جوانان از سوی دیگر است، در برهه‌ای که دشمن همچنان به تهدیدهای خود ادامه می‌دهند، لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

جلد اول «جنگ ایران و عراق در اسناد سازمان ملل متحد» که به تازگی از سوی مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ) در 3هزار  نسخه به چاپ رسیده شامل اسنادی است که با عنوان سند مجمع عمومی یا سند شورای امنیت سازمان ملل متحد از تاریخ 29 آوریل 1980(9اردیبهشت 59) تا 28نوامبر 1990 (7آذر 69) درباره جنگ ایران و عراق، زمینه‌سازی آن و وقایعی که پس از آتش بس رخ داده منتشر شده است. این مجموعه با گردآوری بیش از 1300 سند سازمان ملل درباره جنگ ایران و عراق فراهم شده که با ترجمه محمدعلی خرمی روانه چاپ شده است و جلد اول این مجموعه به دوره 3ساله 59 تا61 می‌پردازد.

هردو کشور در طول منازعه طولانی به مکاتبه با دبیر کل و گاهی نیز با رئیس شورای امنیت روی آورده‌اند که این نامه‌ها و گزارش‌ها علاوه بر ثبت آن به عنوان سند، مواضع دو کشور را در طول جنگ نشان می‌دهد و حکایت‌گر روند جنگ نیز هست.  چه اینکه هر دو طرف سعی داشته‌اند شورا را متوجه اقدامات خلاف قانون و ناقض منشور از جانب طرف مقابل کرده و شورا را وادار به اقدام کنند. در این میان دیپلماسی دولت عراق فعال‌تر بوده و مکاتبات بیشتری داشته است تا جایی که حتی در تجاوز به ایران کوشیده ایران را مقصرجلوه داده و خود را مبرا نشان دهد.

از آنجا که جلد اول این کتاب به زمینه‌سازی‌های آغاز جنگ و سال‌های آغازین این نبرد می‌پردازد برای بازخوانی در ایام سالروز دفاع مقدس جالب توجه است. یکی از  نکات قابل توجه که در سند شماره 2 این کتاب به تاریخ 10 اردیبهشت 59 یعنی 145 روز پیش از تجاوز به خاک ایران آمده نامه‌ای است که از سوی سعدون حمادی، وزیر خارجه وقت عراق به دبیر کل سازمان ملل نوشته شده است.

در این نامه به اظهارات ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت، مبنی بر اینکه مالکیت 3 جزیره ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی ربطی به دولت‌های عربی ندارد، اعتراض شده و ایران در این سند به اشغال غیر قانونی این 3 جزیره متهم شده است. در قسمتی از این نامه آمده است:«دولت جمهوری عراق مایل است تاکید کند که اشغال غیر قانونی 3جزیره را به رسمیت نمی‌شناسد و پیامدهایی که ادامه اشغال جزایر به همراه خواهد داشت متذکر شده وخواستار عقب نشینی فوری ایران از این جزایر است. »

همچنین در سند شماره 10 مورخ دوم مهرماه 59، دلایل واهی زیر پا گذاشتن قرارداد 1975 الجزایر و شروع جنگ بیان شده است. در سند شماره 11، سعدون حمادی طی نامه‌ای به رئیس شورای امنیت، صریحا اعلام کرده است که عراق توافق‌نامه 6مارس 1975 (15اسفند 1353) الجزایر را فسخ کرده و از طریق حمله نظامی،‌در پی دستیابی به حقوق خود برآمده است و این اقدام به تجاوزگری را دفاع از خود خوانده است.

اما از سوی دیگر، رویکرد جانبدارانه شورای امنیت نیز کاملا در صدور قطعنامه مشخص است و نشان می‌دهد که همه قطعنامه‌های صادر شده در طول جنگ، با هدف فشار بر ایران و حمایت از عراق انجام شده است. به عنوان مثال، در حالی که سازمان ملل پس از آتش بس، در سال 1991، عراق را متجاوز اعلام کرد، در مهرماه 59، پس از تجاوز عراق،‌شورای امنیت در قطعنامه 479 که یک هفته پس از آغاز تجاوز عراق به خاک ایران صادر شد حتی از عراق نخواست که به مرزها برگردد. اعلام متجاوز بودن دولت بعثی که هیچ، شورای امنیت فقط از طرفین خواسته که از به کار بردن بیشتر زور خودداری کنند.

این موضع تا 21 ماه ادامه داشت و هیچ قطعنامه‌ای صادر نشد تا اینکه ایران طی 9 ماه با 4 عملیات از مهر سال 60 تا خرداد 61 توانست بخش اعظم مناطق اشغالی را آزاد کند. در این زمان شورای امنیت با مشاهده در خطر قرار گرفتن موقعیت نظامی و سیاسی عراق، قطعنامه 514 را صادر می‌کند که از طرفین خواسته شده ضمن خودداری از به کار بردن زور بیشتر، در مرزهای بین‌المللی متوقف شوند؛ اتفاقی که باید در قطعنامه 479مورد توجه قرار می‌گرفت. به هر روی بازخوانی این کتاب برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاریخ جنگ به عنوان سندی رسمی که مواضع دوطرف و نظام بین‌المللی را نشان می‌دهد خالی از لطف نیست.

در همین زمینه:

آشنایی با تاریخ جنگ - 2

 

آشنایی با تاریخ جنگ - 2

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- همشهری آنلاین- محمد درودیان:
تاریخ جنگ مملو از پیچیدگی ها و رموز است و تنها با غور وتمعق در اسناد متقن میتوان به اصل این تاریخ دسترسی پیدا کرد. در دومین بخش از این نوشتار مولف به گوشه های دیگری از این رخداد مهم اشاره می‌کند.

در مرحله جدید جنگ پس از عملیات رمضان و به موازات مباحثی که درباره استراتژی جنگ صورت می‌گرفت عملیات مسلم‌بن عقیل در تاریخ 9/7/1361 در منطقه سومار انجام گرفت که هدف آن آزادسازی ارتفاعات مشرف بر شهر سومار بود.

سردار غلامعلی رشید درباره اجرای عملیات در منطقه غرب معتقد بود: «باید از گسترش در دشت خودداری کنیم؛ زیرا این مسئله توان ما را می‌گیرد و خطوط پدافند جدیدی را بر ما تحمیل خواهد کرد. علاوه بر این می‌تواند این تصور را به وجود بیاورد که ما هدف بصره را نتوانستیم تامین کنیم و به علت شکست در جنوب به منطقه غرب آمده‌ایم». ایشان در عین حال اجرای عملیات را در منطقه غرب اجتناب‌ناپذیر می‌دانست و تاکید می‌کرد باید حتما موفق شویم در غیر این صورت وضعیت ما بدتر خواهد شد. از نظر ایشان حرکت در غرب که تاکتیکی برای گرفتن زمان بود در چارچوب استراتژی کلی و تنها با تصرف ارتفاعات قابل قبول است؛ زیرا با تسلط بر ارتفاعات، دشمن نیروهایش را از جنوب به غرب خواهد کشاند و در نتیجه یکی از هدف‌های اصلی عملیات در غرب که کاهش تراکم نیروهای دشمن در جنوب است، تامین خواهد شد. بر این اساس، میزان تاثیرگذاری عملیات مسلم‌بن عقیل برای جابه‌جایی نیروهای دشمن باید بررسی شود. ولی شواهد نشان می‌دهد این عملیات در عین حالی که به لحاظ نظامی و روحی – روانی پیامدهای مثبتی داشت لکن موجب جابه‌جایی نیروهای دشمن از جنوب به غرب نشد.

در ادامه تحرکات جدید، عملیات محرم در تاریخ دهم آبان 1361 در منطقه عمومی موسیان روی ارتفاعات حمرین آغاز شد. مسئله مهم در این عملیات دستاوردهای آن بود که به آزادسازی 700 کیلومتر مربع از خاک ایران و تصرف 300 کیلومتر مربع از خاک عراق از جمله بخشی از منطقه نفتی زبیدات و چاه‌های نفتی عراق در این منطقه منجر شد. در این عملیات، عراقی‌ها از گاز شیمیایی استفاده کردند. با گزارش آن به آقای هاشمی، ایشان این اقدام عراق را «شروع حرکتی خطرناک» نامید و تاکید کرد: «عراقی‌ها هر کاری از دست‌شان برآید، انجام خواهند داد و باید برای دفاع از این سلاح خطرناک فکری بکنیم».
موفقیت در عملیات محرم و پیدایش دورنمای شهر العماره عراق از روی بلندی‌های جبال حمرین سبب گردید استراتژی جدید برای اجرای عملیات در غرب کشور با هدف جابه‌جایی نیروهای دشمن از جنوب به شمال و افزایش توان نظامی فراموش شود. چنانکه در جلسه با آقای هاشمی درباره تداوم و توسعه عملیات محرم و نیز آخرین تغییرات در سازمان رزم سپاه و استراتژی آینده جنگ بحث شد.

 بنابر گزارش آقای هاشمی، روز 15 آبان شهید صیاد شیرازی در ملاقات با ایشان راجع ‌به حساسیت منطقه عملیات محرم گفت‌وگو می‌کند و تشکیل حکومت انقلابی – اسلامی در عراق و در منطقه و در شهر العماره و حلفائیه را در صورت توسعه مناطق آزاد شده، ممکن می‌داند و قرار می‌شود سریعا ادامه عملیات محرم را تعقیب کنند. شهید صیاد شیرازی در خاطرات خود درباره پیامد دو عملیات مسلم بن عقیل و محرم می‌گوید: «دورنمای دو عملیات که انجام شد، نشان می‌داد که ما می‌توانیم با توان عمده‌ای که در دست داریم، عملیاتی گسترده را طرح‌ریزی کنیم».

در واقع نطفه عملیات گسترده در منطقه جنوب که هدف‌اش تعیین سرنوشت جنگ بود، براساس نتایج دو عملیات محدود، به ویژه عملیات محرم در جبهه میانی، شکل گرفت و در جلسات ارتش و سپاه بحث و بررسی استراتژی جنگ و عملیات گسترده آغاز شد.
در مباحث جدید که به نوعی ادامه بحث‌های قبلی درباره استراتژی جنگ بود، تحت تاثیر پیروزی‌های حاصل از دو عملیات مسلم‌بن عقیل در سومار و محرم در موسیان، فرماندهی وقت سپاه بر ضرورت «تغییر در شیوه جنگ» تاکید کرد و اهداف نظامی با رویکردی استراتژیک و با هدف تعیین سرنوشت جنگ اینگونه مطرح شد:
«پیشروی به نقاط زیر جنگ را به مرحله جدیدی می‌کشاند که بتوانیم خواسته‌های خود را بر دشمن تحمیل کنیم: 1- تصرف بصره (منطقه شرق بصره) 2- تصرف منطقه العماره – علی غربی 3- زیر آتش قرار دادن بغداد».

نظر به اینکه پس از عملیات رمضان افزایش توان ضرورت یافت و اساسا با همین هدف عملیات‌های محدود طراحی شد، آقای رضایی به ضرورت تقویت توان رزمی و تناقض آن با محدودیت زمان اشاره و نتیجه‌گیری می‌کند: «در حال حاضر باید همین شیوه چند ماه قبل را عمل کنیم». سپس ایشان خطاب به اعضای جلسه می‌گوید: «شیوه جنگ ما چگونه باشد، آیا باز مثل سابق عمل کنیم یا باید شیوه جنگ را تغییر دهیم و آیا زمانش رسیده است یا نه؟».

در مرحله جدید وضعیت سیاسی به نادیده گرفتن ملاحظات نظامی منجر شد و به تصرف منطقه العماره – علی غربی در یک طرح بزرگ نظامی و در ادامه پیروزی‌های عملیات محرم در جبال حمرین توجه شد. پس از بررسی‌های اولیه، طرح پیشنهادی فرماندهی وقت سپاه در جلسه شورای عالی دفاع که در مجلس شورای اسلامی تشکیل شد، ارائه شد. آقای هاشمی معتقد بود این طرح وسیع و مشکل است و مدتی وقت لازم دارد. نظر به همین ملاحظات طرح مقداری محدود شد ولی تصورات جدیدی را مبنی بر تعیین سرنوشت جنگ به وجود آورد؛ چنانکه آقای هاشمی پس از گزارش شهید صیاد شیرازی، در دفتر یادداشت خود می‌نویسد: «به ظن قوی (این عملیات) سرنوشت‌ساز است».

به موازات تعمیق طراحی عملیات در منطقه العماره، تدریجا اختلاف‌نظری که پس از عملیات رمضان بین سپاه و ارتش ایجاد شده بود، آشکار شد. (3) در گذشته هماهنگی فرماندهی سپاه با فرماندهی نیروی زمینی ارتش در روند جنگ موجب تسریع می‌شد ولی با آشکار شدن اختلافات و تاثیرات آن، تدریجا دامنه اختلاف سپاه و ارتش به تهران کشیده شد. آقای هاشمی در دفتر خاطرات خود در این زمینه می‌نویسد: «با آقای خامنه‌ای تلفنی صحبت کردم. ایشان خواسته بود که امروز عصر در دفتر ایشان با آقایان صیاد شیرازی و محسن رضایی که برای مشورت در امری از جبهه آمده‌اند، مذاکره کنیم. شب درباره مطلب مهم آقایان صیاد شیرازی و محسن رضایی پرسیدم و کار مهم آنها مشورت برای رفع اختلاف در طرح عملیات بود». در حالی که این موضوع در روز جمعه 8 بهمن 1361 و تنها 9 روز قبل از آغاز عملیات رخ داده بود، مجددا در تاریخ 13 بهمن آقای هاشمی در دفتر خود می‌نویسد: «ظهر به دفتر آقای خامنه‌ای رفتیم. آقای صیاد شیرازی و محسن رضایی از جبهه آمدند. در نحوه عملیات آینده و نقطه آغاز اختلاف داشتند تا ساعت 4 بعدازظهر مذاکره کردیم و تصمیم یکطرفه شد.

آقای صیاد شیرازی کوتاه آمد ولی آقای رضایی مقاومت کرد. به خاطر اینکه عمده نیروهای رزمنده در اختیار سپاه است و با ملاحظات سیاسی و نیاز به سرعت بیشتر برگشتند».
سرانجام عملیات در دهه فجر و با نام والفجر در تاریخ 17/11/1361 و با رمز یاالله آغاز شد. امیدواری اولیه برای تعیین سرنوشت جنگ در انتخاب زمان و نام عملیات بسیار موثر بود. به‌رغم موفقیت اولیه، تدریجا گزارش‌های ارسالی به تهران ناکامی در عملیات را بیان می‌کرد. چنانکه دو روز بعد از آغاز عملیات در جلسه شورای عالی دفاع که در تاریخ 19 بهمن در تهران تشکیل شد، آقای هاشمی در دفتر یادداشت خود می‌نویسد: «گزارش‌ها حاکی از محقق نشدن اهداف مرحله اول و توقف کار است». بعدها شهید صیاد شیرازی در خاطرات خود درباره این عملیات می‌گوید: «عملیات والفجر مقدماتی، عملیاتی بود که در یک شب وضعیت‌اش مشخص شد».

آقای هاشمی در مقدمه کتاب «پس از بحران» درباره این عملیات به موانع جدیدی که عراقی‌ها در مرحله جدید جنگ از آن استفاده می‌کردند و تجربه نداشتن رزمندگان برای عبور از این موانع اشاره می‌کند و می‌نویسد: «البته نباید نقش اختلاف‌نظر فرماندهان ارتش و سپاه را در نحوه انجام عملیات نادیده بگیریم که یکی بیشتر به شیوه کلاسیک جنگ می‌اندیشید و دیگری بر شیوه ابتکاری انقلابی و شهادت‌طلبانه پای می‌فشرد». در نتیجه عملیات والفجر مقدماتی موفق نبود.

افزایش انتظارات در مسوولان و مردم برای تعیین سرنوشت جنگ، با آشکار شدن نتایج عملیات والفجر که با توجه به همین ملاحظه به «والفجر مقدماتی» تغییر نام یافت، سبب شد در مذاکرات مرحوم سیداحمدآقا خمینی با آقای هاشمی بررسی شود. آقای هاشمی در این زمینه می‌نویسد: «قرار شد من مصاحبه‌ای بکنم و به‌گونه‌ای اخبار جنگ را بگویم که انتظارات مردم را که بر اثر تبلیغات روز اول حمله بالا رفته بود، هدایت کنم و وضع موجود را توجیه نمایم و روحیه بدهم».

ناکامی عملیات والفجر  مقدماتی پیامدهای مهم داشت. نخست آنکه نگرانی نسبت به نتیجه عملیات سبب شد تا به نوشته آقای هاشمی دکتر روحانی از مجلس با اعزام بازرس ضعف کار فرماندهی را تعقیب کند. همچنین اختلاف ارتش و سپاه را گسترش داد. (4) چنانکه آقای هاشمی درباره جلسه در دفتر امام با حضور فرماندهان سپاه و نیروی زمینی و رئیس‌جمهور و آقای موسوی اردبیلی می‌نویسد: «آقای صیاد (شیرازی) از سپاه گله داشت، اثر بدی روی ارتشی‌ها گذاشته چون تعداد نیروهای سپاه با حضور مردم از طریق بسیج کمی بیشتر از ارتش شده و سپاه می‌خواهد تصمیم‌گیرنده اصلی باشد». ایشان همچنین درباره جلسه با دفتر مشاورت ارتش می‌نویسد: «عصر از دفتر مشاورت (ارتش) آمدند و گزارش‌ها و نظریاتی ارائه دادند» و «نگرانی ارتشی‌ها را از رشد سپاه گفتند».

گسترش اختلافات ارتش و سپاه باعث شد تا ساختار جدید فرماندهی برای هماهنگی ارتش و سپاه ایجاد شود. آقای هاشمی درباره این موضوع در کتاب خاطرات خود از جلسه با مرحوم احمدآقا خمینی می‌نویسد: «عصر احمدآقا آمد و راجع به جنگ و وضع کشور و سپاه صحبت کردیم، برای سپردن اختیارات فرماندهی کل قوا به آقای خامنه‌ای، مشورت کرد، نظر موافق دادم». ایشان در جای دیگری می‌گوید: «به این نتیجه رسیدیم که باید کسی بالاتر از اینها (ارتش و سپاه) باشد که به اینها فرمان بدهد. این شخص از نظر همه ما امام بود ولی ایشان نمی‌خواستند وارد مسائل عملی جنگ شوند. بحث شد که کس دیگری بیاید. من و آیت‌الله خامنه‌ای مطرح شدیم. آیت‌الله خامنه‌‌ای رئیس‌جمهور بودند و مصلحت نبود که ایشان به جبهه بروند. در حادثه ترور آسیب‌دیده بودند و وضع جسمی ایشان مناسب جنگ نبود.

تعبیر دیگر امام(ره) این بود که مجلس دو نایب‌رئیس دارد و رئیس مجلس خودشان باید اداره کنند، لذا مرا انتخاب کردند». آقای هاشمی در مقدمه کتاب پس از بحران نیز درباره تعیین فرماندهی عالی جنگ می‌نویسد: «در سال‌های بعد، امام به این نتیجه رسیدند که برای کل جنگ فرماندهی واحدی ایجاد کنند که همه نیروها را تحت امر داشته باشد و این قرعه به نام اینجانب افتاد که با حفظ مسوولیت‌ام در مجلس که خود کاری مهم و سخت بود، این مسوولیت بعد از عملیات والفجر مقدماتی شروع شد و تا آخر جنگ ادامه داشت». ایشان در گفت‌وگوی دیگری می‌گوید: «پس از عملیات والفجر مقدماتی که موفق نبود، من به فرماندهی جنگ رفتم. مشکل هماهنگی ارتش و سپاه دوباره به وجود آمده بود».

علاوه بر این، تصور پایان دادن به جنگ با پیروزی در یک عملیات تا اندازه‌ای مخدوش شد و آقای هاشمی در نماز جمعه تهران طی تحلیلی از اوضاع جنگ به سیاست جنگی ایران مبنی بر اینکه «حزب بعث باید برود» اشاره و اعلام کرد: این نکته را می‌گویم که باید اکنون در میدان جنگ زیاد مقاومت کنیم. ممکن است جنگ طولانی باشد. این را می‌گویم که ملت ایران به خودش وعده ندهد که قضیه فردا و پس‌فردا تمام می‌شود.

در عین حال، بلافاصله پس از اتمام عملیات والفجر مقدماتی و بررسی علل ناکامی آن در جلسه شورای عالی دفاع در اسفند 1361، تلاش برای اجرای عملیات سبب شد تا طرح نهایی را ارتش تا چند روز دیگر ارائه دهد. در واقع عملیات والفجر مقدماتی براساس پیشنهاد سپاه انجام شد و پس از بررسی علل ناکامی عملیات، طرح عملیاتی والفجر 1 را ارتش ارائه داد و پیشنهاد آن تصویب شد. شهید صیاد شیرازی در خاطرات خود در همین زمینه می‌گوید: «با یک جلسه فوری و فوق‌العاده در قرارگاه کربلا به دنبال عملیات بعدی رفتیم و اسمش را هم والفجر 1 گذاشتیم».

عملیات والفجر 1 در شمال غربی منطقه قبلی– ارتفاعات حمرین تا فکه- طراحی شد. هدف اصلی در این عملیات تک به جبال حمرین و تکمیل تصرف آن و تصرف جبل فوقی و سپس پیشروی در عمق بود. عملیات در تاریخ 21/1/62 آغاز شد. با توجه به نتایج عملیات والفجر مقدماتی، مقرر شد تا نتیجه عملیات روشن نشده است از اعلام عملیات و تبلیغات خودداری شود. در عین حال، با توجه به سر و صدای عراقی‌ها، احمدآقا خمینی پیشنهاد کرد که خبر عملیات اعلام شود. سرنوشت عملیات والفجر 1 همانند عملیات والفجر مقدماتی در روند جنگ و اتمام آن تاثیری نداشت.

در مرحله جدید، با حضور فرماندهان سپاه و ارتش، نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور، وضعیت جنگ بررسی شد. آقای هاشمی در دفتر خود در این خصوص می‌نویسد: «برای عملیات بزرگ آینده، 6 ماه وقت می‌خواستند که صحیح به نظر نرسید. از آنها خواستیم درباره عملیات کوچک برنامه‌ریزی کنند». تداوم اختلاف ارتش و سپاه همچنان یکی از مهمترین موضوعاتی است که آقای هاشمی در خاطرات خود به آن اشاره می‌کند و از تاثیرات آن در عملیات آینده می‌نویسد:
«شب در دفتر آقای خامنه‌ای برای جنگ جلسه‌ای داشتیم. فرمانده نیروی زمینی و محسن رضایی بر سر فرماندهی عملیات اختلاف دارند. صیادشیرازی می‌خواهد وحدت فرماندهی باشد و آن هم از ارتش و برای سپاه گران است. قرار شد اولین عملیات را مثل گذشته مشترک انجام دهند اگر خواستند، عملیات جداگانه‌ای هم داشته باشند. ولی صیاد نمی‌خواهد یا نمی‌تواند عملیات مستقل انجام دهد و سپاه موافق است. اختلاف فرماندهان جبهه، مشکل‌ساز شده است».

در حالی که روند تحولات نظامی پس از فتح خرمشهر وضعیت مطلوبی نداشت بروز اختلاف میان سپاه و ارتش در نحوه طراحی و اجرای عملیات، دورنمای نامطلوبی را ترسیم می‌کرد و همین امر منشاء نگرانی (5) در تهران بود.

عملیات خیبر را سپاه در پاسخ به ضرورت «شکستن بن‌بست تاکتیکی جنگ» و بلوغ دفاعی ایران طراحی کرد. آقای هاشمی در دفتر خود در این زمینه می‌نویسد: «ابتکار از سپاه بود. فرماندهی سپاه معتقد است با عملیات کلاسیک عادی نمی‌شود دشمن را شکست داد و باید از نقاطی که دشمن غافل است به شیوه خاص سپاه وارد عمل شد. مثل همین (منطقه) هور،  جزیره (مجنون) و... اما فرماندهی ارتش اینگونه عملیات را با آموزش‌ها، تجربه‌ها، ابزار و پرسنل خود، منطبق نمی‌دانند و مایل نیستند در آن شرکت کنند. مستقلا هم نمی‌توانند عملیات قابل توجهی انجام دهند. این تضاد، کار را به اینجا رسانده که فردی خارج از نیروهای مسلح – مثل من – مسوول هماهنگی و فرماندهی شود».(6) سپس ایشان نتیجه می‌گیرد: «دستور را عمل می‌کنند، اما چون اعتقادی به آن ندارند، بازده مطلوبی ندارد». از نظر آقای هاشمی عملیات خیبر «اهداف بسیار مهم و استراتژیک» داشت زیرا با استقرار نیروهای خودی در ساحل شرقی رودخانه دجله و قطع جاده بصره به بغداد و تصرف جزایر مجنون که ضامن تامین غرامت ایران بود، اهرم مناسبی در اختیار جمهوری اسلامی قرار می‌داد تا خواسته‌های خود را تامین کند و به جنگ پایان دهد

آشنایی با تاریخ جنگ تحمیلی -1

آشنایی با تاریخ جنگ تحمیلی -1
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- همشهری آنلاین-محمد درودیان:
هفته دفاع مقدس فرصتی برای بازخوانی تاریخ جنگ است و تاریخ جنگ در دشوارترین و شگفت‌انگیزترین سال خود، به اعلام متارکه از سوی حضرت امام (ره) انجامید

نوشته زیر بخشی ازجلد چهارم کتاب تحلیلی سید محمد درودیان است که با عنوان روند پایان جنگ از سوی دفتر تحقیقات جنگ سپاه پاسداران منتشر شده  و همشهری آنلاین در هفته  دفاع پرشور ومقدس جنگ[آشنایی با هفته دفاع مقدس] در چند بخش آن را تقدیم خوانندگان گرامی می کند.

 ایران پس از عملیات رمضان، به دلیل تغییر اوضاع سیاسی – نظامی، گزینه دیگری جز ادامه جنگ و کسب پیروزی نظامی نداشت.[آشنایی با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران] نتیجه عملیات رمضان ایران را در موقعیت دشواری قرار داد؛ زیرا برتری سیاسی – نظامی و روانی ناشی از فتح خرمشهر را از دست داد و در عین حال امتیاز مهمی در اختیار نداشت تا متکی بر آن برای اتمام جنگ اقدام نماید. در عین حال، نتیجه عملیات رمضان نشان داد پیشروی در منطقه شرق بصره و کسب پیروزی بسیار دشوار است. بعدها وفیق سامرایی نیز در تحلیل خود از عملیات رمضان و تاثیر آن بر ایران نوشت: «نبردهای اول شرق بصره در هر پنج مرحله آن، این احساس را در ایرانی‌ها به وجود آورد که باید به مناطق دیگر جبهه‌های جنگ بیندیشند تا ضمن کاهش زیان‌هایشان، نیروهای ما را در مناطق عملیاتی دیگر پراکنده سازند و شرایط لازم برای غافلگیری هم فراهم آید».

ضرورت کسب پیروزی با انتخاب منطقه جدید به سلسله مباحثی برای «تعیین استراتژی جنگ» منجر شد. در این روند، به تجزیه و تحلیل عملیات رمضان و علت ناکامی در مقایسه با مرحله قبل آن توجه شد. شهید صیاد شیرازی، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش، در یکی از جلسات درباره عملیات رمضان به نکاتی اشاره می‌کند که مهم است. وی می‌گوید: «ما در شروع عملیات رمضان، عملیاتی درخور جمهوری اسلامی آغاز کردیم که دشمن را کاملا متزلزل کرد، اما بعد کم‌کم عملیات ما ضعیف شد. هر چه زمان جلو می‌رفت کارمان محدودتر می‌شد. در آخر دیگر طوری شده بود که پیشنهادها روی دو مثلث دور می‌زد»(1). ایشان سپس چنین نتیجه می‌گیرد: «این نشان می‌داد که ما همچنان برای جنگ استقامت داریم و می‌خواهیم ادامه دهیم ولی توان ما و آن امکاناتی که داشتیم جوابگوی آن حرکتی که باید به هدف برسد، نیست».

در یکی دیگر از همین جلسات آقای رضایی، فرمانده وقت سپاه، با توجه به جابه‌جایی نیروهای دشمن به منطقه معتقد بود که «دیر جنبیدیم» و «باید یک هفته زودتر عمل می‌کردیم». شهید باقری، جانشین فرماندهی وقت نیروی زمینی سپاه نیز معتقد بود ما از دشمن عقب افتادیم و به گفته آقای رضایی «هر چه تلاش کردیم، نتوانستیم جبران کنیم». شهید باقری معتقد بود تردید در ادامه دادن یا توقف جنگ در نتیجه عملیات رمضان موثر بوده است.

آقای رضایی با این توضیح اضافه می‌کند که «حادثه لبنان هم موثر بود» و نتیجه می‌گیرد «باید این را خدمت امام بگوییم». بعدها آقای رضایی نتیجه عملیات رمضان را جمع‌بندی می‌کند و می‌گوید: «توان دشمن از عملیات طریق‌القدس افزایش یافت و در عملیات رمضان به ثمر نشست. ما در این زمینه نمی‌توانستیم بر دشمن غلبه کنیم ولی این موضوع را متوجه نشده بودیم. ما در عملیات رمضان در تاکتیک و مکان دشمن را غافلگیر نکردیم و در زمان جای بحث دارد! تلفات سنگین بر دشمن وارد کردیم ولی دور عملیات مانند گذشته در دست ما نبود و بعد هم به عملیات محدود روی آوردیم».

آقای رضایی ضمن تجزیه و تحلیل عملیات رمضان، برای استفاده از نتایج این عملیات در طراحی استراتژی جدید معتقد است: «چند مسئله اساسی ما به نام اصول جنگ که در تمام عملیات‌ها از آن استفاده می‌کردیم برای دشمن لو رفته است. مثلا دشمن می‌داند ما در شب حمله می‌کنیم، ما متکی به موانع طبیعی یا مصنوعی (احداث خاکریز) هستیم، ما در روز کاری از دستمان ساخته نیست، ما با تکیه بر نیروی پیاده حمله می‌کنیم؛ بنابراین باید فکر کنیم و اصول جدیدی طراحی کنیم».

در جلسه مشترک ارتش و سپاه پس از بررسی عملیات رمضان به این نتیجه رسیدند که برای تضمین موفقیت باید:
1- زمان و فرصت کافی برای طرح‌ریزی پیش‌بینی شود (حداقل دو ماه).
2- افزایش توان انجام پذیرد.
3- به تجهیزات مناسب شامل تانک، نفربر و لودر و بولدوزر توجه شود.

در حالی که با تجزیه و تحلیل عملیات رمضان ضرورت‌های نظامی از جمله تغییر در تاکتیک‌ها و انتخاب زمین مناسب برای کسب پیروزی نظامی پیگیری می‌شد، ضرورت‌های سیاسی برای اجرای عملیات و کسب پیروزی، روند تصمیم‌گیری را تشدید و تسریع می‌کرد. با توجه به اینکه هدف کلی جنگ تنبیه متجاوز و سقوط صدام بود در سلسله مباحثی که برای پاسخ دادن به استراتژی جنگ و تعیین سرنوشت آن انجام شد این موضوع روشن شد که منطقه جنوب از نظر سیاسی و استراتژیک حائز اهمیت است و می‌تواند اهداف جنگ را تامین کند به ویژه اینکه اگر بتوانیم بصره را تصرف کنیم، تاثیر سیاسی آن فوق‌العاده خواهد بود. در عین حال، برای افزایش توان و کسب زمان، می‌توان برخی عملیات‌های محدود در سایر مناطق به ویژه در منطقه غرب انجام داد تا تمرکز دشمن در منطقه جنوب از میان برود.

بنابراین، هرگونه اقدام و تلاش در سایر مناطق در خدمت هدف کلی جنگ در منطقه جنوب طراحی و پیش‌بینی می‌شد تا این نتایج حاصل شود: زمان لازم در اختیار نیروی خودی قرار گیرد تا توانش افزایش یابد و به کیفیت آموزش افزوده شود؛ عملیات در منطقه غرب خطوط پدافند گسترده‌ای را بر دشمن تحمیل خواهد کرد؛ فضای جنگ حفظ می‌شود و با کسب پیروزی در این عملیات‌ها مواضع سیاسی برتری برای ایران حاصل خواهد شد.

براساس یادداشت سردار غلامعلی رشید از جلسه مشترک ارتش و سپاه در قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش در غرب، استراتژی کلی ایران در جنوب و غرب به شرح زیر اعلام شد:
1- به بصره در مقایسه با سایر مناطق اولویت بیشتری داده شود.

2- در منطقه جنوب امکان تصرف بصره وجود دارد.
3- در منطقه جنوب امکان به زانو درآوردن دشمن بیشتر است و اگر در این وضعیت (با پیروزی ایران) جنگ متوقف شود به سود جمهوری اسلامی ایران است.
4- انهدام نیروهای زبده و کیفی دشمن در جنوب بیشتر ممکن است.

استراتژی جدید در جلسه شورای عالی دفاع بررسی شد و سه ماه زمان برای سازماندهی و ‌آمادگی نیروها در نظر گرفته شد. آقای هاشمی در این جلسه تاکید کرد که با توجه به وضعیت ما بهتر است خواسته‌ها و شرایط خود را بر دشمن تحمیل کنیم و جنگ را به پایان برسانیم.

آقای هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه تهران به وضعیت دشوار جنگ و سخنان امام خمینی مبنی بر حضور مردم در جنگ به عنوان واجب کفایی (2) توجه می‌کند و بر نظر و اعلام سران سپاه و ارتش برای حضور جوانان در میدان‌های جنگ چنین تاکید کرد: «روزهای حساس و سرنوشت‌ساز آخرین حرکت مهم جنگ در پیش است». توضیحات آقای هاشمی مفهوم «تعیین سرنوشت جنگ» با عملیات سرنوشت‌ساز را شکل داد.

پاورقی:

1- اختلاف‌نظر ارتش و سپاه از مرحله سوم و چهارم عملیات رمضان تدریجا درباره موضوعات مختلف شروع شد و تا پایان جنگ ادامه داشت. حضور دائمی و تفکیک منطقه عملیاتی و ماموریت سپاه و ارتش با هدف مواضع دفاعی عراق در منطقه شرق بصره در عملیات رمضان به شکل مثلث بود. (روزشمار جنگ، جلد 20، ص231، 404 و 405).

2 - امام در پاسخ به استفتاء درباره کسانی که به تحصیل علوم انسانی اشتغال دارند یا در حال انجام وظیفه و خدمت به جمهوری اسلامی مشغول‌اند برای رفتن به جبهه فرمودند: «در حال حاضر تمام افرادی که قدرت دارند به جبهه بروند، باید به مقامات مسوول مراجعه کنند و چنانچه تشخیص دادند که جبهه به آنها نیاز دارد واجب است به جبهه بروند و بر هر کار دیگری مقدم است». آقای هاشمی در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «احمدآقا آمد و راجع به نظر اخیر امام که همه و دارندگان هر شغل موظف‌اند که برای رفتن به جبهه مراجعه کنند تا اینکه «من به الکفایه» تامین شود، صحبت شد. قرار شد این نظریه کمی تعدیل شود تا مسوولان مشاغل حساس نروند». (روزنامه جمهوری اسلامی، پس از بحران 24/3/80، ص 14، خاطرات شنبه 15 آبان 61)

آشنایی با تاریخ جنگ - 2

آشنایی با تاریخ جنگ - 2

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- همشهری آنلاین- محمد درودیان:
تاریخ جنگ مملو از پیچیدگی ها و رموز است و تنها با غور وتمعق در اسناد متقن میتوان به اصل این تاریخ دسترسی پیدا کرد. در دومین بخش از این نوشتار مولف به گوشه های دیگری از این رخداد مهم اشاره می‌کند.

در مرحله جدید جنگ پس از عملیات رمضان و به موازات مباحثی که درباره استراتژی جنگ صورت می‌گرفت عملیات مسلم‌بن عقیل در تاریخ 9/7/1361 در منطقه سومار انجام گرفت که هدف آن آزادسازی ارتفاعات مشرف بر شهر سومار بود.

سردار غلامعلی رشید درباره اجرای عملیات در منطقه غرب معتقد بود: «باید از گسترش در دشت خودداری کنیم؛ زیرا این مسئله توان ما را می‌گیرد و خطوط پدافند جدیدی را بر ما تحمیل خواهد کرد. علاوه بر این می‌تواند این تصور را به وجود بیاورد که ما هدف بصره را نتوانستیم تامین کنیم و به علت شکست در جنوب به منطقه غرب آمده‌ایم». ایشان در عین حال اجرای عملیات را در منطقه غرب اجتناب‌ناپذیر می‌دانست و تاکید می‌کرد باید حتما موفق شویم در غیر این صورت وضعیت ما بدتر خواهد شد. از نظر ایشان حرکت در غرب که تاکتیکی برای گرفتن زمان بود در چارچوب استراتژی کلی و تنها با تصرف ارتفاعات قابل قبول است؛ زیرا با تسلط بر ارتفاعات، دشمن نیروهایش را از جنوب به غرب خواهد کشاند و در نتیجه یکی از هدف‌های اصلی عملیات در غرب که کاهش تراکم نیروهای دشمن در جنوب است، تامین خواهد شد. بر این اساس، میزان تاثیرگذاری عملیات مسلم‌بن عقیل برای جابه‌جایی نیروهای دشمن باید بررسی شود. ولی شواهد نشان می‌دهد این عملیات در عین حالی که به لحاظ نظامی و روحی – روانی پیامدهای مثبتی داشت لکن موجب جابه‌جایی نیروهای دشمن از جنوب به غرب نشد.

در ادامه تحرکات جدید، عملیات محرم در تاریخ دهم آبان 1361 در منطقه عمومی موسیان روی ارتفاعات حمرین آغاز شد. مسئله مهم در این عملیات دستاوردهای آن بود که به آزادسازی 700 کیلومتر مربع از خاک ایران و تصرف 300 کیلومتر مربع از خاک عراق از جمله بخشی از منطقه نفتی زبیدات و چاه‌های نفتی عراق در این منطقه منجر شد. در این عملیات، عراقی‌ها از گاز شیمیایی استفاده کردند. با گزارش آن به آقای هاشمی، ایشان این اقدام عراق را «شروع حرکتی خطرناک» نامید و تاکید کرد: «عراقی‌ها هر کاری از دست‌شان برآید، انجام خواهند داد و باید برای دفاع از این سلاح خطرناک فکری بکنیم».
موفقیت در عملیات محرم و پیدایش دورنمای شهر العماره عراق از روی بلندی‌های جبال حمرین سبب گردید استراتژی جدید برای اجرای عملیات در غرب کشور با هدف جابه‌جایی نیروهای دشمن از جنوب به شمال و افزایش توان نظامی فراموش شود. چنانکه در جلسه با آقای هاشمی درباره تداوم و توسعه عملیات محرم و نیز آخرین تغییرات در سازمان رزم سپاه و استراتژی آینده جنگ بحث شد.

 بنابر گزارش آقای هاشمی، روز 15 آبان شهید صیاد شیرازی در ملاقات با ایشان راجع ‌به حساسیت منطقه عملیات محرم گفت‌وگو می‌کند و تشکیل حکومت انقلابی – اسلامی در عراق و در منطقه و در شهر العماره و حلفائیه را در صورت توسعه مناطق آزاد شده، ممکن می‌داند و قرار می‌شود سریعا ادامه عملیات محرم را تعقیب کنند. شهید صیاد شیرازی در خاطرات خود درباره پیامد دو عملیات مسلم بن عقیل و محرم می‌گوید: «دورنمای دو عملیات که انجام شد، نشان می‌داد که ما می‌توانیم با توان عمده‌ای که در دست داریم، عملیاتی گسترده را طرح‌ریزی کنیم».

در واقع نطفه عملیات گسترده در منطقه جنوب که هدف‌اش تعیین سرنوشت جنگ بود، براساس نتایج دو عملیات محدود، به ویژه عملیات محرم در جبهه میانی، شکل گرفت و در جلسات ارتش و سپاه بحث و بررسی استراتژی جنگ و عملیات گسترده آغاز شد.
در مباحث جدید که به نوعی ادامه بحث‌های قبلی درباره استراتژی جنگ بود، تحت تاثیر پیروزی‌های حاصل از دو عملیات مسلم‌بن عقیل در سومار و محرم در موسیان، فرماندهی وقت سپاه بر ضرورت «تغییر در شیوه جنگ» تاکید کرد و اهداف نظامی با رویکردی استراتژیک و با هدف تعیین سرنوشت جنگ اینگونه مطرح شد:
«پیشروی به نقاط زیر جنگ را به مرحله جدیدی می‌کشاند که بتوانیم خواسته‌های خود را بر دشمن تحمیل کنیم: 1- تصرف بصره (منطقه شرق بصره) 2- تصرف منطقه العماره – علی غربی 3- زیر آتش قرار دادن بغداد».

نظر به اینکه پس از عملیات رمضان افزایش توان ضرورت یافت و اساسا با همین هدف عملیات‌های محدود طراحی شد، آقای رضایی به ضرورت تقویت توان رزمی و تناقض آن با محدودیت زمان اشاره و نتیجه‌گیری می‌کند: «در حال حاضر باید همین شیوه چند ماه قبل را عمل کنیم». سپس ایشان خطاب به اعضای جلسه می‌گوید: «شیوه جنگ ما چگونه باشد، آیا باز مثل سابق عمل کنیم یا باید شیوه جنگ را تغییر دهیم و آیا زمانش رسیده است یا نه؟».

در مرحله جدید وضعیت سیاسی به نادیده گرفتن ملاحظات نظامی منجر شد و به تصرف منطقه العماره – علی غربی در یک طرح بزرگ نظامی و در ادامه پیروزی‌های عملیات محرم در جبال حمرین توجه شد. پس از بررسی‌های اولیه، طرح پیشنهادی فرماندهی وقت سپاه در جلسه شورای عالی دفاع که در مجلس شورای اسلامی تشکیل شد، ارائه شد. آقای هاشمی معتقد بود این طرح وسیع و مشکل است و مدتی وقت لازم دارد. نظر به همین ملاحظات طرح مقداری محدود شد ولی تصورات جدیدی را مبنی بر تعیین سرنوشت جنگ به وجود آورد؛ چنانکه آقای هاشمی پس از گزارش شهید صیاد شیرازی، در دفتر یادداشت خود می‌نویسد: «به ظن قوی (این عملیات) سرنوشت‌ساز است».

به موازات تعمیق طراحی عملیات در منطقه العماره، تدریجا اختلاف‌نظری که پس از عملیات رمضان بین سپاه و ارتش ایجاد شده بود، آشکار شد. (3) در گذشته هماهنگی فرماندهی سپاه با فرماندهی نیروی زمینی ارتش در روند جنگ موجب تسریع می‌شد ولی با آشکار شدن اختلافات و تاثیرات آن، تدریجا دامنه اختلاف سپاه و ارتش به تهران کشیده شد. آقای هاشمی در دفتر خاطرات خود در این زمینه می‌نویسد: «با آقای خامنه‌ای تلفنی صحبت کردم. ایشان خواسته بود که امروز عصر در دفتر ایشان با آقایان صیاد شیرازی و محسن رضایی که برای مشورت در امری از جبهه آمده‌اند، مذاکره کنیم. شب درباره مطلب مهم آقایان صیاد شیرازی و محسن رضایی پرسیدم و کار مهم آنها مشورت برای رفع اختلاف در طرح عملیات بود». در حالی که این موضوع در روز جمعه 8 بهمن 1361 و تنها 9 روز قبل از آغاز عملیات رخ داده بود، مجددا در تاریخ 13 بهمن آقای هاشمی در دفتر خود می‌نویسد: «ظهر به دفتر آقای خامنه‌ای رفتیم. آقای صیاد شیرازی و محسن رضایی از جبهه آمدند. در نحوه عملیات آینده و نقطه آغاز اختلاف داشتند تا ساعت 4 بعدازظهر مذاکره کردیم و تصمیم یکطرفه شد.

آقای صیاد شیرازی کوتاه آمد ولی آقای رضایی مقاومت کرد. به خاطر اینکه عمده نیروهای رزمنده در اختیار سپاه است و با ملاحظات سیاسی و نیاز به سرعت بیشتر برگشتند».
سرانجام عملیات در دهه فجر و با نام والفجر در تاریخ 17/11/1361 و با رمز یاالله آغاز شد. امیدواری اولیه برای تعیین سرنوشت جنگ در انتخاب زمان و نام عملیات بسیار موثر بود. به‌رغم موفقیت اولیه، تدریجا گزارش‌های ارسالی به تهران ناکامی در عملیات را بیان می‌کرد. چنانکه دو روز بعد از آغاز عملیات در جلسه شورای عالی دفاع که در تاریخ 19 بهمن در تهران تشکیل شد، آقای هاشمی در دفتر یادداشت خود می‌نویسد: «گزارش‌ها حاکی از محقق نشدن اهداف مرحله اول و توقف کار است». بعدها شهید صیاد شیرازی در خاطرات خود درباره این عملیات می‌گوید: «عملیات والفجر مقدماتی، عملیاتی بود که در یک شب وضعیت‌اش مشخص شد».

آقای هاشمی در مقدمه کتاب «پس از بحران» درباره این عملیات به موانع جدیدی که عراقی‌ها در مرحله جدید جنگ از آن استفاده می‌کردند و تجربه نداشتن رزمندگان برای عبور از این موانع اشاره می‌کند و می‌نویسد: «البته نباید نقش اختلاف‌نظر فرماندهان ارتش و سپاه را در نحوه انجام عملیات نادیده بگیریم که یکی بیشتر به شیوه کلاسیک جنگ می‌اندیشید و دیگری بر شیوه ابتکاری انقلابی و شهادت‌طلبانه پای می‌فشرد». در نتیجه عملیات والفجر مقدماتی موفق نبود.

افزایش انتظارات در مسوولان و مردم برای تعیین سرنوشت جنگ، با آشکار شدن نتایج عملیات والفجر که با توجه به همین ملاحظه به «والفجر مقدماتی» تغییر نام یافت، سبب شد در مذاکرات مرحوم سیداحمدآقا خمینی با آقای هاشمی بررسی شود. آقای هاشمی در این زمینه می‌نویسد: «قرار شد من مصاحبه‌ای بکنم و به‌گونه‌ای اخبار جنگ را بگویم که انتظارات مردم را که بر اثر تبلیغات روز اول حمله بالا رفته بود، هدایت کنم و وضع موجود را توجیه نمایم و روحیه بدهم».

ناکامی عملیات والفجر  مقدماتی پیامدهای مهم داشت. نخست آنکه نگرانی نسبت به نتیجه عملیات سبب شد تا به نوشته آقای هاشمی دکتر روحانی از مجلس با اعزام بازرس ضعف کار فرماندهی را تعقیب کند. همچنین اختلاف ارتش و سپاه را گسترش داد. (4) چنانکه آقای هاشمی درباره جلسه در دفتر امام با حضور فرماندهان سپاه و نیروی زمینی و رئیس‌جمهور و آقای موسوی اردبیلی می‌نویسد: «آقای صیاد (شیرازی) از سپاه گله داشت، اثر بدی روی ارتشی‌ها گذاشته چون تعداد نیروهای سپاه با حضور مردم از طریق بسیج کمی بیشتر از ارتش شده و سپاه می‌خواهد تصمیم‌گیرنده اصلی باشد». ایشان همچنین درباره جلسه با دفتر مشاورت ارتش می‌نویسد: «عصر از دفتر مشاورت (ارتش) آمدند و گزارش‌ها و نظریاتی ارائه دادند» و «نگرانی ارتشی‌ها را از رشد سپاه گفتند».

گسترش اختلافات ارتش و سپاه باعث شد تا ساختار جدید فرماندهی برای هماهنگی ارتش و سپاه ایجاد شود. آقای هاشمی درباره این موضوع در کتاب خاطرات خود از جلسه با مرحوم احمدآقا خمینی می‌نویسد: «عصر احمدآقا آمد و راجع به جنگ و وضع کشور و سپاه صحبت کردیم، برای سپردن اختیارات فرماندهی کل قوا به آقای خامنه‌ای، مشورت کرد، نظر موافق دادم». ایشان در جای دیگری می‌گوید: «به این نتیجه رسیدیم که باید کسی بالاتر از اینها (ارتش و سپاه) باشد که به اینها فرمان بدهد. این شخص از نظر همه ما امام بود ولی ایشان نمی‌خواستند وارد مسائل عملی جنگ شوند. بحث شد که کس دیگری بیاید. من و آیت‌الله خامنه‌ای مطرح شدیم. آیت‌الله خامنه‌‌ای رئیس‌جمهور بودند و مصلحت نبود که ایشان به جبهه بروند. در حادثه ترور آسیب‌دیده بودند و وضع جسمی ایشان مناسب جنگ نبود.

تعبیر دیگر امام(ره) این بود که مجلس دو نایب‌رئیس دارد و رئیس مجلس خودشان باید اداره کنند، لذا مرا انتخاب کردند». آقای هاشمی در مقدمه کتاب پس از بحران نیز درباره تعیین فرماندهی عالی جنگ می‌نویسد: «در سال‌های بعد، امام به این نتیجه رسیدند که برای کل جنگ فرماندهی واحدی ایجاد کنند که همه نیروها را تحت امر داشته باشد و این قرعه به نام اینجانب افتاد که با حفظ مسوولیت‌ام در مجلس که خود کاری مهم و سخت بود، این مسوولیت بعد از عملیات والفجر مقدماتی شروع شد و تا آخر جنگ ادامه داشت». ایشان در گفت‌وگوی دیگری می‌گوید: «پس از عملیات والفجر مقدماتی که موفق نبود، من به فرماندهی جنگ رفتم. مشکل هماهنگی ارتش و سپاه دوباره به وجود آمده بود».

علاوه بر این، تصور پایان دادن به جنگ با پیروزی در یک عملیات تا اندازه‌ای مخدوش شد و آقای هاشمی در نماز جمعه تهران طی تحلیلی از اوضاع جنگ به سیاست جنگی ایران مبنی بر اینکه «حزب بعث باید برود» اشاره و اعلام کرد: این نکته را می‌گویم که باید اکنون در میدان جنگ زیاد مقاومت کنیم. ممکن است جنگ طولانی باشد. این را می‌گویم که ملت ایران به خودش وعده ندهد که قضیه فردا و پس‌فردا تمام می‌شود.

در عین حال، بلافاصله پس از اتمام عملیات والفجر مقدماتی و بررسی علل ناکامی آن در جلسه شورای عالی دفاع در اسفند 1361، تلاش برای اجرای عملیات سبب شد تا طرح نهایی را ارتش تا چند روز دیگر ارائه دهد. در واقع عملیات والفجر مقدماتی براساس پیشنهاد سپاه انجام شد و پس از بررسی علل ناکامی عملیات، طرح عملیاتی والفجر 1 را ارتش ارائه داد و پیشنهاد آن تصویب شد. شهید صیاد شیرازی در خاطرات خود در همین زمینه می‌گوید: «با یک جلسه فوری و فوق‌العاده در قرارگاه کربلا به دنبال عملیات بعدی رفتیم و اسمش را هم والفجر 1 گذاشتیم».

عملیات والفجر 1 در شمال غربی منطقه قبلی– ارتفاعات حمرین تا فکه- طراحی شد. هدف اصلی در این عملیات تک به جبال حمرین و تکمیل تصرف آن و تصرف جبل فوقی و سپس پیشروی در عمق بود. عملیات در تاریخ 21/1/62 آغاز شد. با توجه به نتایج عملیات والفجر مقدماتی، مقرر شد تا نتیجه عملیات روشن نشده است از اعلام عملیات و تبلیغات خودداری شود. در عین حال، با توجه به سر و صدای عراقی‌ها، احمدآقا خمینی پیشنهاد کرد که خبر عملیات اعلام شود. سرنوشت عملیات والفجر 1 همانند عملیات والفجر مقدماتی در روند جنگ و اتمام آن تاثیری نداشت.

در مرحله جدید، با حضور فرماندهان سپاه و ارتش، نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور، وضعیت جنگ بررسی شد. آقای هاشمی در دفتر خود در این خصوص می‌نویسد: «برای عملیات بزرگ آینده، 6 ماه وقت می‌خواستند که صحیح به نظر نرسید. از آنها خواستیم درباره عملیات کوچک برنامه‌ریزی کنند». تداوم اختلاف ارتش و سپاه همچنان یکی از مهمترین موضوعاتی است که آقای هاشمی در خاطرات خود به آن اشاره می‌کند و از تاثیرات آن در عملیات آینده می‌نویسد:
«شب در دفتر آقای خامنه‌ای برای جنگ جلسه‌ای داشتیم. فرمانده نیروی زمینی و محسن رضایی بر سر فرماندهی عملیات اختلاف دارند. صیادشیرازی می‌خواهد وحدت فرماندهی باشد و آن هم از ارتش و برای سپاه گران است. قرار شد اولین عملیات را مثل گذشته مشترک انجام دهند اگر خواستند، عملیات جداگانه‌ای هم داشته باشند. ولی صیاد نمی‌خواهد یا نمی‌تواند عملیات مستقل انجام دهد و سپاه موافق است. اختلاف فرماندهان جبهه، مشکل‌ساز شده است».

در حالی که روند تحولات نظامی پس از فتح خرمشهر وضعیت مطلوبی نداشت بروز اختلاف میان سپاه و ارتش در نحوه طراحی و اجرای عملیات، دورنمای نامطلوبی را ترسیم می‌کرد و همین امر منشاء نگرانی (5) در تهران بود.

عملیات خیبر را سپاه در پاسخ به ضرورت «شکستن بن‌بست تاکتیکی جنگ» و بلوغ دفاعی ایران طراحی کرد. آقای هاشمی در دفتر خود در این زمینه می‌نویسد: «ابتکار از سپاه بود. فرماندهی سپاه معتقد است با عملیات کلاسیک عادی نمی‌شود دشمن را شکست داد و باید از نقاطی که دشمن غافل است به شیوه خاص سپاه وارد عمل شد. مثل همین (منطقه) هور،  جزیره (مجنون) و... اما فرماندهی ارتش اینگونه عملیات را با آموزش‌ها، تجربه‌ها، ابزار و پرسنل خود، منطبق نمی‌دانند و مایل نیستند در آن شرکت کنند. مستقلا هم نمی‌توانند عملیات قابل توجهی انجام دهند. این تضاد، کار را به اینجا رسانده که فردی خارج از نیروهای مسلح – مثل من – مسوول هماهنگی و فرماندهی شود».(6) سپس ایشان نتیجه می‌گیرد: «دستور را عمل می‌کنند، اما چون اعتقادی به آن ندارند، بازده مطلوبی ندارد». از نظر آقای هاشمی عملیات خیبر «اهداف بسیار مهم و استراتژیک» داشت زیرا با استقرار نیروهای خودی در ساحل شرقی رودخانه دجله و قطع جاده بصره به بغداد و تصرف جزایر مجنون که ضامن تامین غرامت ایران بود، اهرم مناسبی در اختیار جمهوری اسلامی قرار می‌داد تا خواسته‌های خود را تامین کند و به جنگ پایان دهد

آشنایی با عملیات فتح‌المبین

آشنایی با عملیات فتح‌المبین
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- همشهری‌آنلاین:
عملیات فتح المبین با مراجعه به قرآن کریم نامگذاری شد و در ساعت سی دقیقه بامداد روز دوشنبه ‌٢ فروردین 1361 فرمان آغاز حمله بزرگ و سرنوشت ساز فتح المبین صادر شد

با خاتمه یافتن عملیات طریق القدس، تلاش برای اجرای عملیات بعدی به منظور جلوگیری از قدرت تصمیم گیری، تجدید سازمان و تقویت روحیه دشمن آغاز شد. در این شرایط که نیروهای رزمنده ابتکار عمل در جنگ و پشت جبهه را در دست داشتند، دو منطقه «غرب دزفول» و «منطقه عمومی خرمشهر» (غرب کارون) نظر فرماندهان نظامی را به خود جلب کرده بود که الزاما می بایست یکی از آن ها جهت اجرای عملیات انتخاب می‌شد.

پس از مدت‌ها بحث و بررسی، فرماندهان نیروی زمینی ارتش، منطقه خرمشهر و فرماندهان سپاه پاسداران منطقه غرب دزفول را برای انجام عملیات بزرگ آینده پیشنهاد کردند که سرانجام منطقه پیشنهادی سپاه به دلایلی همچون تناسب یگان های خودی با وسعت این منطقه، تناسب شرایط طبیعی این منطقه با رزم قوای پیاده و ... جهت انجام عملیات فتح المبین برگزیده شد.

طرح‌ریزی عملیات افتخار آفرین فتح المبین از اواسط آبان ‌١٣٦٠ آغاز شد و پس از تلاش های مستمر و خستگی ناپذیر و انجام مشورت ها و هماهنگی های گسترده، میان فرماندهان نظامی، سرانجام طرح عملیاتی شماره ‌١ فتح المبین در اواخر دی ماه همان سال آماده شد. روز ‌١٣ بهمن ‌١٣٦٠ در پی یک نشست مشترک بین فرماندهان عمده سپاه و ارتش طرح یادشده به یگان های عمده اجرایی ابلاغ و متعاقب دریافت اطلاعات جدید در ‌٣٠ بهمن همان سال طرح اولیه بازنگری شده و طرح شماره ‌٢ در ‌١٣ اسفند انتشار یافت.

این عملیات با مراجعه به قرآن کریم فتح نامگذاری شد و سرانجام در حالی که اشک شوق در چشمان کلیه حاضران مرکز فرماندهی جمع شده بود، در ساعت سی دقیقه بامداد روز دوشنبه ‌٢ فروردین ماه فرمان آغاز حمله بزرگ و سرنوشت ساز فتح المبین به شرح زیر صادر شد:

بسم الله الرحمن الرحیم ، بسم الله القاصم الجبارین و یا زهرا

رزمندگان دلاور اسلام با دریافت پیام، عملیات حماسی و تاریخی فتح المبین را در شمال خوزستان آغاز کردند و از جنوب و شمال غربی شوش و غرب دزفول در چند محور با ارتش عراق درگیر شدند.

اهداف عملیات:

-آزادسازی بخش وسیعی از مناطق اشغال شده، همچون سایت ‌٤ و ‌٥ رادار و ده ها روستای منطقه.

-انهدام دو لشکر عراق (‌١٠ زرهی و ‌١ مکانیزه).

-دست یابی به خطوط پدافندی مناسب و استفاده از حداقل نیروهای خودی در آن خطوط

-خارج کردن شهرهای شوش، اندیمشک و دزفول از تیررس آتش توپخانه دشمن.

-دور کردن آتش موثر دشمن از جاده اهواز – اندیمشک.

منطقه عملیات:

منطقه عمومی فتح‌المبین در غرب رودخانه کرخه واقع شده است و از شمال به ارتفاعات صعب العبور تی‌شکن، دالپری، چاه نفت و تپه سپتون؛ و از جنوب به ارتفاعات میشداغ،تپه‌های رملی و چزابه (شیب)؛ و شرق به مرز بین‌المللی (در شمال و جنوب فکه) منتهی می‌شود.

منطقه مزبور ‌٢٥٠٠ کیلومتر مربع وسعت دارد از لحاظ جغرافیایی ناهموار است و علاوه بر ارتفاعات یادشده، دارای تپه های ماهور بسیار و بعضاً غیر قابل عبور می باشد. این بلندی ها به دلیل پستی زمین در شرق کرخه، روی شهرهای شوش، هفت تپه و جاده اهواز – اندیمشک کاملا مشرف می باشند. ارتفاعات ابوصلیبی خات با ‌٢٠٢ و ‌١٨٩ متر، کوه های برغازه، رقابیه تی شکن، کمر سرخ، تنگه ابوغریب و رقابیه، مراکز رادار، سایت ‌٤ و ‌٥، پادگان عین خوش و نقاط حساسی همچون دوسلک و سه راهی قهوه خانه از عوارض مهم منطقه عملیاتی فتح المبین بودند.

جاده‌های آسفالته دزفول به دهلران، عین خوش به چم سری، جاده تنگه ابوغریب، جاده امامزاده عباس به چاه نفت و پل های احداث شده روی رودخانه های چیخواب و دویرج نیز از مهم ترین راه های مواصلاتی منطقه محسوب می شدند.

استعداد دشمن:

مسؤولیت پدافند از منطقه غرب دزفول به عهده دو لشکر ‌١٠ زرهی و ‌١ مکانیزه ارتش عراق بود و به تناسب میزان هوشیاری دشمن و آگاهی از عملیات نیروهای ایران، براستعداد آن ها افزوده می شد. در مجموع، تمامی یگان هایی که قبل از شروع عملیات، در منطقه مستقر بودند؛ و نیز تمام یگان هایی که حین عملیات وارد منطقه شدند، عبارت بودند از:

- لشکر ‌١٠ زرهی؛ شامل: تیپ های ‌١٧، ‌٤٢، ‌٥١ و ‌٦٠ زرهی، تیپ ‌٢٤ مکانیزه، تیپهای ‌٥٥، ‌٩٩، ‌٤٢٣ و ‌٥٠٥ پیاده.

- لشکر ‌١ مکانیزه؛ شامل: تیپ های ‌٣٤ و ‌٥١ زرهی، تیپ های ‌١ و ‌٢٧ مکانیزه، تیپهای ‌٩٣، ‌٩٦، ‌١٠٩ و ‌٤٢٦ پیاده.

- لشکر ‌٣ زرهی؛ شامل: تیپ های ‌٦ و ‌١٢ زرهی، تیپ ‌٨ مکانیزه.

- لشکر ‌٦ زرهی؛ شامل: تیپ ‌٢٥ مکانیزه.

- لشکر ‌٩ زرهی؛ شامل: تیپ ‌١٤ مکانیزه و تیپ های ‌٣٥ و ‌٤٣ زرهی.

- لشکر ‌٧ پیاده: شامل: تیپ های ‌١٩ و ‌٣٨ پیاده.

- یگان هایی با ماموریتهای ویژه: تیپ‌های ‌١٠، ‌١١، ‌١٢، ‌١٣، ‌١٤، ‌١٥، ‌١٩، ‌٦٠٣، ‌٦٠٤، ‌٦٠٥.

- تیپ‌های مستقل: تیپ مکانیزه گارد ریاست جمهوری، تیپ ‌١٠ زرهی، تیپ های ‌٩١ و ‌٩٢ پیاده و تیپ ‌٥ گارد مرزی

کماندو: ‌٩ گروهان

- توپخانه: ‌٤ گردان از لشکر ‌١٠، ‌٤ گردان از لشکر ‌١، ‌٣ گردان از لشکر ‌٣، گردان ‌٢١٧

قوای خودی:

قرارگاه مرکزی کربلا با فرماندهی مشترک نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران، هدایت کلی عملیات را بر عهده داشت که چهار قرارگاه فرعی زیر تحت امر آن بود:

الف – قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش: تیپ ‌٨٤ پیاده خرم آباد با ‌٣ گردان، تیپ ‌٢ زرهی لشکر ‌٩٢ زرهی اهواز با ‌٣ گردان

سپاه: تیپ ‌٤١ ثارالله (ع) با ‌٦ گردان، تیپ ‌١٤ امام حسین (ع) با ‌٩ گردان، عناصری از سپاه ایلام

ب – قرارگاه نصر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش : تیپ های ‌١، ‌٢ و ‌٣ از لشکر ‌٢١ پیاده حمزه با ‌١٠ گردان، تیپ ‌٥٨ ذوالفقار با ‌٤ گردان

سپاه: تیپ ‌٢٧ محمد رسول الله (ص) با ‌٩ گردان، تیپ ‌٧ ولی عصر (عج) با ‌٩ گردان

ج – قرارگاه فجر هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

ارتش: لشکر ‌٧٧ پیاده خراسان با ‌٣ تیپ

سپاه: تیپ ‌٣٣ المهدی (عج) با ‌٦ گردان، تیپ ‌٤٦ فجر با ‌٥ گردان، تیپ ‌١٧ علی ابن ابی طالب (ع) با ‌٦ گردان امام سجاد (ع) با ‌١١ گردان

د– قرارگاه فتح هدایت نیروهای زیر را به عهده‌٨ داشت:

ارتش: تیپ ‌١ لشکر ‌٩٢ زرهی، تیپ ‌٥٥ هوابرد، تیپ ‌٣٧ زرهی شیراز

سپاه : تیپ ‌٢٥ کربلا، تیپ ‌٨ نجف با ‌٨ گردان

در مجموع حدود ‌١٠٠ گردان از سپاه و ‌٣٥ گردان از ارتش در عملیات شرکت کردند.

هم چنین واحدهایی از توپخانه، هوانیروز و نیروی هوایی ارتش، مهندسی جهاد سازندگی و مهندسی سپاه و ارتش، پشتیبانی عملیات را بر عهده داشتند.

طرح مانور:

منطقه مورد نظر برای عملیات به چهار محور زیر تقسیم شده که در هر یک از آن ها می‌بایست یک قرارگاه عملیاتی وارد عمل شود:

الف – محور تی شکن و چاه نفت:

قرارگاه قدس در این محور ماموریت داشت تا از جناح لشکر ‌١٠ عراق وارد عمل شده و ارتفاعات کمر سرخ و ‌٢٠٢، امام زاده عباس، شهر و پادگان و ارتفاعات عین خوش و در نهایت منطقه ابوغریب را به تصرف خود درآورد. این قرارگاه در صورت موفقیت می‌توانست عقبه لشکر ‌١٠ را ببندد و به همین دلیل نتیجه عملیات آن، بسیار اساسی و سرنوشت ساز بود.

ب – محور غرب پل نادری:

در این محور قرارگاه نصر موظف بود اهدافی همچون شاویه، بلتا، جوفینه، علی گره زد، تپه چشمه، شهدا و کوت کاپون را تصرف و تامین نماید که به دلیل نوع درگیری این قرارگاه (تک جبهه ای) ، پیش بینی نتایج عملیات در این محور سخت و دشوار بود.

ج – محور غرب شوش:

دشمن در منطقه غرب شوش، به دلیل وجود اهداف مهمی همچون سایت ‌٤ و ‌٥ رادار از مستحکم ترین مواضع و خطوط دفاعی برخوردار بود قرارگاه فجر ماموریت داشت ضمن تصرف اهداف فوق الذکر، روی ارتفاعات ابوصلیبی خات مستقر شود.

د – محور رقابیه:

تصرف تنگه رقابیه و منطقه دوسلک، وظیفه قرارگاه فتح بود که در نتیجه آن، عقبه لشکر ‌١ عراق بسته می شد. در صورت موفقیت نیروهای این قرارگاه و الحاق آن ها با نیروهای قرارگاه قدس، خط نهایی عملیات تامین می شد.

شرح عملیات:

در ساعت ‌٠٠:30 بامداد ‌٢/١/١٣٦١، عملیات فتح المبین با رمز مبارک یازهرا (س) آغاز شد. حوادث و رویدادهای عملیات در محور و مراحل مختلف آن به شرح ذیل می باشد:

مرحله اول عملیات فتح المبین (‌٢/١/١٣٦١)

در این مرحله در محور قرارگاه قدس، تیپ ‌١٤ امام حسین (ع) در جناح راست موفق شد با حرکت احاطه ای از شمال غربی و غرب رودخانه چیخواب ضمن تصرف منطقه عین خوش، عقبه دشمن در این محور را مسدود کند. تیپ ‌٤١ ثارالله و تیپ ‌٨٤ خرم آباد نیز در جناح چپ این قرارگاه از شمال دشت عباس طرف امام زاده عباس و تپه ‌٢٠٢ پیشروی کرده و مواضع دشمن را به تصرف خود درآورد، لیکن این مواضع در جریان پاتک های شدید دشمن مجددا به اشغال نیروهای عراقی درآمد.

در محور قرارگاه نصر؛ یگان‌های عمل کننده در ساعت ‌٠١:30 بامداد با دشمن درگیر شدند. در حالی که واحدهای ارتش عراق در این محور به شدت مقاومت می کردند، یک گردان از تیپ ‌٢٧ محمد رسول الله (ص) که ماموریت تصرف علی گره زد و خاموش کردن آتش توپخانه مستقر در آن را بر عهده داشتند، تا اعماق خطوط دشمن نفوذ کرده و قرارگاه توپخانه دشمن را به تصرف درآوردند. در نتیجه، یگان های دیگر این قرارگاه موفق شدند مواضع اصلی پدافندی دشمن در شمال محور پل نادری، سرخه فلیه، سرخه صالح و تپه چشمه، کوت کاپون، سه راهی قهوه خانه و تپه شاوریه را به تصرف در آورند.

در محور قرارگاه فجر؛ به دلیل مستحکم بودن خطوط پدافندی، حجم انبوه آتش و هوشیاری دشمن نسبت به جهت تک و نیز انسداد اکثر راه کارهای پیش بینی شده خودی، نیروهای این قرارگاه با روشن شدن هوا به موقعیت اولیه خود بازگشتند. در محور قرارگاه فتح؛ ماموریت این قرارگاه در آغاز عملیات، تنها اعزام گروه های «آرپی جی زن» برای شکار این تانک ها محدود گردید. بر همین اساس گروه های مورد نظر اعزام شدند، لیکن تنها موفق گردیدند حدود ‌٢٠ تانک و نفربر دشمن را منهدم کنند.

مرحله دوم عملیات فتح المبین(‌٤/١/١٣٦١)

ساعت یک بامداد چهار شنبه چهارم فروردین، مرحله دوم عملیات فتح با کلمه رمز یازهرا(س) آغاز شد و نیروهای ایران اسلامی در اولین ساعات شروع عملیات، تلفات سنگینی بر دشمن وارد آوردند و به مواضع او در جبهه های غرب شوش و دزفول دست یافتند. در این مرحله از عملیات تنگه رقابیه و ارتفاعات میشداغ پاکسازی شد.

در این مرحله، ماموریت اصلی به عهده قرارگاه فتح بود تا با تصرف تنگه رقابیه و ضمن تهدید عقبه نیروهای عراقی، در منطقه قرارگاه فجر، موجب کاهش فشار دشمن به قرارگاه قدس شود. قرارگاه های نصر و قدس نیز در این مرحله ماموریت داشتند تا با ترسیم خطوط پدافندی خود، در مقابل پاتک های دشمن مقاومت کنند.

هم چنین، قرارگاه فجر همچون مرحله اول ماموریت داشت تا به منظور جلب توجه دشمن به انجام عملیات ایذایی بپردازد و ذهن فرماندهان عراقی را از محور اصلی عملیات منحرف کند.

قرارگاه فتح از دو محور عملیات خود را آغاز کرد. یک تیپ پیاده به همراه یک گردان زرهی با هدف تصرف ارتفاعات رقابیه، از حاشیه تنگه رقابیه و آب گرفتگی وارد عمل شدند و دو تیپ نیز محور اصلی حرکت خود را تنگه دلیجان – به منظور دور زدن دشمن – قرار دادند و در نتیجه موفق شدند تنگه رقابیه، ارتفاعات رقابیه و میشداغ به همراه تعداد زیادی تجهیزات سنگین دشمن را به تصرف درآورند . به دنبال آن، نیروهای عراقی از فشار خود در محور عین خوش کاسته و پاتک های سنگین را متوجه منطقه رقابیه کردند و به رغم این که خطوط پدافندی نیروهای خودی در داخل تنگه تا آستانه سقوط پیش رفت، لیکن مقاومت نیروهای خودی به حفظ و تامین اهداف این مرحله منجر شد.

مرحله سوم عملیات فتح المبین (‌٧/١/١٣٦١)

در سومین مرحله عملیات، مهم ترین مواضع حیاتی دشمن در غرب شوش و دزفول فتح شد. این مرحله از عملیات مقارن ساعت ‌٢٢ و ‌٣٠ دقیقه شب شنبه ‌٧ فروردین با نام فتح المبین و با کلمه رمز یازهرا در شمال غربی شوش آغاز شد.

فرماندهان سپاه و ارتش پس از کسب نتایج موفقیت آمیز در مرحله دوم عملیات، به این نتیجه رسیدند که نیروهای دشمن به دلیل از هم پاشیدگی سازمان و گسستگی در سیستم فرماندهی خود، احتمالا از منطقه عملیاتی فرار خواهند کرد. لذا تصمیم گرفته شد هر چه سریع تر با انجام عملیات دیگری، قوای دشمن منهدم و خطوط پدافندی قوای خودی تصحیح و تقویت شود. بر همین اساس، پس از طراحی مانور این مرحله از عملیات، نیروهای خودی در بامداد روز هفتم حمله خود را آغاز کردند و همان گونه که پیش بینی می شود، دشمن برای مصون ماندن از انهدام و اسارت نیروهایش، بسیاری از مواضع خود را به ناچار ترک کرده و به منتهی الیه خطوط پدافندی خود در منطقه، (چنانه، دوسلک و غرب ارتفاعات تینه) عقب نشینی نمود.

مرحله چهارم عملیات فتح المبین (‌٨/١/١٣٦١)

در چهارمین مرحله عملیات که سحرگاه روز یکشنبه ‌٨ فروردین با نام فتح و کلمه رمز یازهرا آغاز شد. قرارگاه نصر به پاکسازی منطقه متصرفه در شرق ارتفاعات تینه پرداخته و پس از آن به کمک قرارگاه قدس شتافت. قرارگاه قدس که در روز گذشته ارتفاعات ‌٢٠٢ تنگه ابوغریب را به تصرف درآورده بود، می کوشید از فرار نیروهای در حال عقب نشینی عراق جلوگیری نماید. قرارگاه فجر نیز مسئولیت پاکسازی منطقه متصرفه خود را بر عهده داشت.

هم چنین نیروهای قرارگاه فتح ضمن عبوراز تنگه دلیجان به سمت برغازه و دوسلک موفق شدند این دو منطقه را به تصرف در آورده و با نیروهای قرارگاه نصر الحاق نمایند و سپس به سمت مرزهای بین المللی پیشروی کنند.

در مجموعه، طی این مرحله از عملیات ، ارتفاعات تینه، دوسلک و برغازه به تصرف کامل درآمدند و دشمن به غرب رودخانه دویرج و تپه ‌١٨٢ عقب رانده شد. لازم به ذکر است که نیروهای خودی در تلاش اصلی خود در این مرحله که دستیابی به عقبه های دشمن و ممانعت از فرار نیروهای آنان بود موفق نبودند و دشمن توانست بسیاری از نیروها و تجهیزات خود را از منطقه عملیات خارج کند.

نتایج:

- آزادسازی ‌٢٥٠٠ کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی؛ شامل دهها بخش و روستا، سایت ‌٤ و ‌٥ رادار، جاده مهم دزفول – دهلران و ... .

- نزدیک شدن نیروهای خودی به مرز در منطقه غرب شوش و دزفول.

- خارج شدن شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش و مراکز مهمی همچون پایگاه هوایی دزفول از تیررس توپخانه دشمن و دستیابی به چاه‌های نفت ابوقریب در ارتفاعات تینه.

- انهدام بیش از ‌٤ لشکر،‌٣٦١ تانک و نفربر، ‌١٨ هواپیما، ‌٣٠٠ خودرو، ‌٥٠ توپ و ‌٣٠ دستگاه مهندسی ارتش عراق.

- به غنیمت گرفته شدن ‌٣٢٠ تانک و نفربر، ‌٥٠٠ خودرو، ‌١٦٥ توپ، ‌٥٠ دستگاه مهندسی و مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی.

- به اسارت در آمدن بیش از ‌١٥ هزار تن از نیروهای دشمن.

- کشته و مجروح شدن حدود ‌٢٥ هزار تن از نیروهای دشمن.

آشنایی با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1359-1367)

آشنایی با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1359-1367)
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- علی‌اکبر ولایتی‌ و اصغر صادقی‌ یکتا:
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از جنگ‌های‌ دوره‌ معاصر‌ است که 8 سال (1359- 1367) به طول انجامید.

این‌ جنگ‌ در پی‌ مجموعه‌ای‌ از عوامل‌ زمینه‌ساز و مناقشه‌های‌ فزاینده‌ سیاسی‌ ـ نظامی‌ با تجاوز نیروهای‌ عراق‌ به‌ ایران‌ آغاز شد.

عکس: محمد فرنود

در پی‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ و سقوط‌ حکومت‌ پهلوی‌ در بهمن‌ 1357 و متعاقب‌ آن‌ وقوع‌ تغییرات‌ اساسی‌ در موقعیت‌ آمریکا در منطقه‌، مناسبات‌ ایران‌ و عراق‌ نیز دستخوش‌ دگرگونی‌ و تیرگی‌ شد.

دولت‌ عراق‌ در 26 شهریور 1359 با تسلیم‌ یادداشتی‌ رسمی‌ به‌ سفارت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ در بغداد، اعلام‌ کرد که‌ اعلامیه‌ الجزایر و عهدنامه‌های‌ مربوط‌ به‌ مرز مشترک‌ و حسن‌ همجواری‌ و 3 پروتکل‌ و پیوست‌های‌ آن‌ و دیگر موافقت‌نامه‌ها و یادداشت‌های‌ انضمامی‌ به‌ این‌ عهدنامه‌ را یکجا و یک‌ جانبه‌ فسخ‌ کرده‌ است‌.

همزمان‌ با ارسال‌ این‌ یادداشت‌، صدام‌حسین‌ در نطقی‌ در مجلس‌ ملی‌ عراق‌، متن‌ قرارداد الجزایر را پاره‌ کرد و الغای‌ این‌ قرارداد را تصمیم‌ شورای‌ فرماندهی‌ انقلاب‌ عراق‌ اعلام‌ نمود. اقدام‌ صدام‌ حسین‌ و اظهار دولت‌ عراق‌، وجاهت‌ حقوقی‌ نداشت.

آشنایی با سالروز آزادسازی خرمشهر

آشنایی با سالروز آزادسازی خرمشهر

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- همشهری آنلاین:
خرمشهر، سوم خرداد سال 1361 به دست رزمندگان اسلام آزاد شد.

فتح خرمشهر در تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

خبر آزادی خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود که در سراسر میهن اسلامی ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ایران بسان خانواده‌ای بزرگ که فرزند از دست رفته خود را باز یافته است اشک‌های شادی و شعف خود را نثار روح شهدای حماسه‌آفرین صحنه‌های شورانگیز این نبرد کردند.

برای پی بردن به عظمت این نبرد حماسی کافی است بدانیم که نیروهای  متجاوز عراق پیش از نبرد سرنوشت‌ساز رزمندگان ما برای آزادی خرمشهر در اطلاعیه‌ای به نیروهای خود دستور داده بودند که دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهای عراق محسوب دارند.

همچنین تجهیزات و امکانات دفاعی دشمن در این منطقه نشان می‌داد که عراق خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قیمت،‌ این شهر را در تصرف نیروهای خویش نگهدارد.

هنگامی که مرحله اول و دوم عملیات بیت‌المقدس به پایان رسید و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، رادیوی رژیم بعثی، می‌کوشید در تبلیغات کاذب خود، حضور نیروهای عراق را در خرمشهر به رخ بکشد تا توجیهی برای ترمیم روحیه نیروهای شکست خورده و رو به هزیمت عراق باشد.

فتح خرمشهر در زمانی کمتر از 24 ساعت، موجب شد که بخش قابل توجهی از نیروهای مهاجم عراقی به اسارت نیروهای جمهوری اسلامی ایران درآیند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرین بیت ‌المقدس که برای رها سازی خرمشهر از سلطه‌ نیروهای مهاجم عراقی انجام شد، از 10 اردیبهشت تا 4 خرداد ما 1360 به طول انجامید.

این نبرد حماسی علاوه بر  پایان بخشیدن به 19 ماه اشغال بخشی از حساس‌ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سهمگین و کمرشکن به توان رزمی و جنگ‌طلبی‌های دشمن مهاجم وارد ساخت.

عملیات بیت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترین عملیات پدآفندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در تاریخ نظامی 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

آشنایی با بازخوانی دفاع مقدس در اسناد سازمان ملل

آشنایی با بازخوانی دفاع مقدس در اسناد سازمان ملل
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خنکای آخرین روزهای شهریور هر سال، یادآور زخم کهنه آغاز حمله ناجوانمردانه دولت بعثی عراق به مرزهای مقدس ایران اسلامی است که 8سال به طور انجامید.

گرچه یکی- دو سالی است که جنگ افروز این نبرد، به دار مجازات آویخته شده اما جنگ افروزان اصلی اکنون خود عراق را اشغال کرده‌اند. از این منظر بازخوانی8 سال دفاع مقدس که توام با داغ از دست دادن پاک‌ترین جوانان این آب و خاک از یک سو و به دست آوردن باورها و توانایی‌های همان جوانان از سوی دیگر است، در برهه‌ای که دشمن همچنان به تهدیدهای خود ادامه می‌دهند، لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

جلد اول «جنگ ایران و عراق در اسناد سازمان ملل متحد» که به تازگی از سوی مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ) در 3هزار  نسخه به چاپ رسیده شامل اسنادی است که با عنوان سند مجمع عمومی یا سند شورای امنیت سازمان ملل متحد از تاریخ 29 آوریل 1980(9اردیبهشت 59) تا 28نوامبر 1990 (7آذر 69) درباره جنگ ایران و عراق، زمینه‌سازی آن و وقایعی که پس از آتش بس رخ داده منتشر شده است. این مجموعه با گردآوری بیش از 1300 سند سازمان ملل درباره جنگ ایران و عراق فراهم شده که با ترجمه محمدعلی خرمی روانه چاپ شده است و جلد اول این مجموعه به دوره 3ساله 59 تا61 می‌پردازد.

هردو کشور در طول منازعه طولانی به مکاتبه با دبیر کل و گاهی نیز با رئیس شورای امنیت روی آورده‌اند که این نامه‌ها و گزارش‌ها علاوه بر ثبت آن به عنوان سند، مواضع دو کشور را در طول جنگ نشان می‌دهد و حکایت‌گر روند جنگ نیز هست.  چه اینکه هر دو طرف سعی داشته‌اند شورا را متوجه اقدامات خلاف قانون و ناقض منشور از جانب طرف مقابل کرده و شورا را وادار به اقدام کنند. در این میان دیپلماسی دولت عراق فعال‌تر بوده و مکاتبات بیشتری داشته است تا جایی که حتی در تجاوز به ایران کوشیده ایران را مقصرجلوه داده و خود را مبرا نشان دهد.

از آنجا که جلد اول این کتاب به زمینه‌سازی‌های آغاز جنگ و سال‌های آغازین این نبرد می‌پردازد برای بازخوانی در ایام سالروز دفاع مقدس جالب توجه است. یکی از  نکات قابل توجه که در سند شماره 2 این کتاب به تاریخ 10 اردیبهشت 59 یعنی 145 روز پیش از تجاوز به خاک ایران آمده نامه‌ای است که از سوی سعدون حمادی، وزیر خارجه وقت عراق به دبیر کل سازمان ملل نوشته شده است.

در این نامه به اظهارات ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت، مبنی بر اینکه مالکیت 3 جزیره ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی ربطی به دولت‌های عربی ندارد، اعتراض شده و ایران در این سند به اشغال غیر قانونی این 3 جزیره متهم شده است. در قسمتی از این نامه آمده است:«دولت جمهوری عراق مایل است تاکید کند که اشغال غیر قانونی 3جزیره را به رسمیت نمی‌شناسد و پیامدهایی که ادامه اشغال جزایر به همراه خواهد داشت متذکر شده وخواستار عقب نشینی فوری ایران از این جزایر است. »

همچنین در سند شماره 10 مورخ دوم مهرماه 59، دلایل واهی زیر پا گذاشتن قرارداد 1975 الجزایر و شروع جنگ بیان شده است. در سند شماره 11، سعدون حمادی طی نامه‌ای به رئیس شورای امنیت، صریحا اعلام کرده است که عراق توافق‌نامه 6مارس 1975 (15اسفند 1353) الجزایر را فسخ کرده و از طریق حمله نظامی،‌در پی دستیابی به حقوق خود برآمده است و این اقدام به تجاوزگری را دفاع از خود خوانده است.

اما از سوی دیگر، رویکرد جانبدارانه شورای امنیت نیز کاملا در صدور قطعنامه مشخص است و نشان می‌دهد که همه قطعنامه‌های صادر شده در طول جنگ، با هدف فشار بر ایران و حمایت از عراق انجام شده است. به عنوان مثال، در حالی که سازمان ملل پس از آتش بس، در سال 1991، عراق را متجاوز اعلام کرد، در مهرماه 59، پس از تجاوز عراق،‌شورای امنیت در قطعنامه 479 که یک هفته پس از آغاز تجاوز عراق به خاک ایران صادر شد حتی از عراق نخواست که به مرزها برگردد. اعلام متجاوز بودن دولت بعثی که هیچ، شورای امنیت فقط از طرفین خواسته که از به کار بردن بیشتر زور خودداری کنند.

این موضع تا 21 ماه ادامه داشت و هیچ قطعنامه‌ای صادر نشد تا اینکه ایران طی 9 ماه با 4 عملیات از مهر سال 60 تا خرداد 61 توانست بخش اعظم مناطق اشغالی را آزاد کند. در این زمان شورای امنیت با مشاهده در خطر قرار گرفتن موقعیت نظامی و سیاسی عراق، قطعنامه 514 را صادر می‌کند که از طرفین خواسته شده ضمن خودداری از به کار بردن زور بیشتر، در مرزهای بین‌المللی متوقف شوند؛ اتفاقی که باید در قطعنامه 479مورد توجه قرار می‌گرفت. به هر روی بازخوانی این کتاب برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاریخ جنگ به عنوان سندی رسمی که مواضع دوطرف و نظام بین‌المللی را نشان می‌دهد خالی از لطف نیست.

در همین زمینه:

بعد از جنگ

جنگ با تمام فراز و فرودهای فراوانی که در طول هشت سال دفاع مقدس داشت .به اتش بس ختم شد. این آتش بس در هاله ای از ابهام قراردارد. تکلیف بندهای قعطنامه ۵۹۸ چه شد.؟ کدام یک از بندهای قعطنامه بطوری جدی پیگیری شد. این دفاع مقدس ازشروع تهاجم دشمن تا مقاومت و تنبه متجاوز های در طول هشت سال بیش از ۹۰ عملیات کوچک وبزرگ را در خود جای داده است.تلخی ها وشیرنی های بسیاری را در یاد ها زنده می کند.
هر چند شروع جنگ تلخ بود. اما این تلخی شیرینی را به این مردم هدیه داد وکه در حالت عادی برای رسیدن به آنها باید قرنها تلاش کرد.
برپایه فرمایش حضرت امام خمینی قدس سره که فرموند جنگ تا پایان رفع فتنه بنابراین ما نمی توانیم پایانی برای جنگ (دفاع مقدس)تصور کنیم.امام فرموند جنگ نعمت است.اثار این برکت نعمت شیرنیی ان همان آغاز جنگ(دفاع مقدس) است نه با پذیرش قعطنامه.چرا که علیرغم پیروزی قاطع رزمندگان اسلام(جمهوری اسلامی ایران)این پیروزی به ذائقه رزمندگان اسلام وملت ایران خوش وشیرین نیامد. زیرا حضرت امام خمینی(ره) پذیرش قعطنامه را به جام زهر و تلختر از ان تعبیر کردند.
و در قستمی دیگر ازسخنان خود خطاب به رزمندگان می فرماید«فرزندان انقلابی ام، ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم که به شما سخت می گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم که شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادم تان اینگونه نیست؟ ولی تحمل کنید که خدا با صابران است.»درحالی که شروع جنگ وادامه ان را نعمت تلقی کردند.رزمندگانی که در طول دفاع مقدس حضور داشتند.به غیر تکلیف شرعی واحساس مسئولیتی که نسبت به دفاع مقدس داشتند.بعداز رضای خدا دوست داشتند رهبر و مولای آنها پایان دفاع مقدس را شیرین تلقی کرده تا آنها به این شیرنیی افتخار کنند.درضمن دفاع مقدس نه درجنگ بلکه درتمام عرصه های درون انقلاب خودرا نشان داد.حتی در عرصه های امروز کشور خودنمایی می کند.
حتی حضرت امام(ره)3/12/1367 هفت ماه بعد از پذیرش قعطنامهدرجمع طلاب می فرمایید. جنگ ما جنگ حق وباطل بود. وتمام شدنی نیست ،جنگ ماجنگ فقروغنا بود.جنگ ما جنگ ایمان ورذالت بود واین جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.
آیا با بیان این گفتار می شود پایانی برای دفاع مقدس را تصور کرد؟که برآن اساس بزرگ داشتی گرفت؟« هدف از نامگذاری روزها و هفته‌های خاص، بزرگداشت ارزش‌ها و شناسایی پیوندهای دینی، ملی، فرهنگی، علمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه است که منجر به نوعی همکاری عمومی می‌شود.»ولی آغاز آن را چرا؟می شود به عنوان اولین گام برای دفاع از هرچه که بدست آورده ای جشن گرفت.
بقول شهید چمران وقتی شیپور جنگ نواخته می شود مرد از نامرد مشخص می شود.
نام گذری هفته اول شروع رسمی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یعنی از ۳۱شهریورلغایت۶ مهرماه به نام هفته دفاع مقدس به دلایل ذیل بهترین زمان می باشد.و ازچند منظر قابل توجه است.
۱-اطاعت وفرمان پذیری از یک مجتعد دینی تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه.
۲-ایجاد فضای امن براجرائی شدن شعارهای انقلاب در عرضه های داخلی وخارجی کشور
۳-ثبیت انقلاب اسلامی وفراهم شدن زمینه های صدور آن.
۴-پلایش عناصر ضد انقلاب از عناصر انقلابی.
۵-ظهور ورشد روحیه استقامت،وحدت وپایداری در تمام سطوح جامعه ایرانی.
۶-اعتماد به جوانان وظهور نخبگان جدید در اداره جنگ.درتمامی سطوح
۷-رشد مهندسی دفاعی درفالب جهاد.
حضرت امام رحمت الله علیه می فرمائید لازم است ملت شریف ایران عموما وخصوصا دولتمردان وگویندگان ونویسندگان وشاعران وهنرمندان ازاین قشرهای فداکار هریک به سهم خود قدردانی نمایند ومراحل مختلف پیروزی این حماسه آفرینان را با گفتارونوشتار وکردار خود در معرض نمایش گذارند.ودر محافل\”هفته جنگ\”فواید ونتایج وپیامدهای آن را برشمارند ،و روح شجاع این رزمندگان بزرگ را هرچه بیشتر تقویت کنند. این نگاه حضرت امام به هفته دفاع مقدس است .

پایان جنگ

جنگ هشت ساله که با تحریک و حمایت همه جانبه استکبار جهانی، توسط رژیم بعثی عراق بر مردم ایران تحمیل شد، تنها محدود به خطوط مقدم جبهه ها نبود، بلکه تمام سرزمین اسلامی ما اعم از شهرها و روستاها را در برگرفت.
تجاوز عراق به ایران که در۳۱ شهریور ۱۳۵۹(سپتامبر ۱۹۸۰)، آغاز شد و به مدت ۸ سال ادامه یافت، طولانی ترین و بی سابقه ترین جنگ متعارف قرن حاضر به شمار می رود، چرا که جنگ جهانی اول و دوم مدتی کمتر از هشت سال ادامه یافتند و جنگ های دیگر، مانند جنگ ویتنام شمالی و جنوبی نیز به عنوان یک جنگ متعارف همانند جنگ ایران و عراق شناخته نشده است. تاریخ از هشت سال جنگ برای ایران، شرف و آزادگی و مقاومت و ایمان به خدا را در صفحات خود ثبت کرد، اما از متجاوز و متحدان او که طی هشت سال او را یاری و تشویق کردند، جز به زشتی یاد نخواهد کرد.
امام خمینی قدس سره فرمودند: هر روز ما در جنگ برکاتی داشته‌ایم که در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم. ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهان‌خواران کنار زده‌ایم. ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ایم. ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که باید روی پای خودمان بایستیم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پربار اسلامی‌مان را محکم کردیم. ما در جنگ حس برادری و وطن‌دوستی را در نهاد یکایک مردم مان باور کردیم. ما در جنگ به مردم جهان و خصوصا مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها می‌توان سالیان سال دفاع کرد. (منشور روحانیت – اسفند ۶۷)

شروع جنگ و اوضاع نظامی ایران

اوضاع نظامی ایران در سالهای ۵۸ و ۵۹ به مراتب بدتر از اوضاع سیاسی و اقتصادی بوده است. ارتش جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن سال ۵۷ دچار تحولات عمده‌ای گردید. زیرا ساختار ارتش متناسب با منافع شاه و اولویت‌های سیاسی امریکا در منطقه بوده است و با آن ساختار نمی‌توانست در خدمت اهداف انقلاب اسلامی قرار گیرد. حضرت امام خمینی(ره) ضمن تأکید بر حفظ انسجام ارتش، فرصت لازم را در اختیار این نیرو قرار داد تا ساختار جدید خود را بر مبنای معیارهای ارتش مکتبی توسعه دهد، اما به دلیل اینکه سازمان و ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از قطع وابستگی ها که تا عمق استخوان ارتش طاغوت نفوذ کرده بود و خروج کارشناسان نظامی و فرار فرماندهان نظامی به خارج از کشور که عمدة فنون و تخصص‌های نظامی را در اختیار داشتند.
از ارتش و تصفیه امرای خائن و سرسپرده بخصوص بعد از کودتا نوژه و اقدامات دولت بازرگان مبنی بر کاهش نیروهای ارتش ، به طوری که در تاریخ ۹/۲/۵۸ اعلام داشت که ایران به ارتش ۵۰۰ هزار نفری نیازی ندارد و تعداد ارتشیان کاهش خواهد یافت. و از سوی دیگرکاهش مدت خدمت سربازی از ۲۴ ماه به ۱۲ ماه و اعزام کادرهای ارتش به محلهای سکونت و زادگاه خود،ودراقدامی مشکوک در زمینه لغو قراردادهای نظامی، از قبیل لغو قرارداد خرید شش فروند زیردریایی از آلمان و لغو قراردادهای نظامی امریکا، که در مجموع کاهش توان نظامی و عدم امکان توسعة طرحهای ساختاری ارتش هدف آن بوده است.
از دیگر اقدامات دولت بازرگان است که سازمان ارتش را دچار تزلزل کرد.وشعارها انحلال ارتش از سوی گروهکهای مخالف هماهنگ با سیاست کاهش توان دفاعی ارتش از سوی لیبرالها. و این موضاعات باعث نوعی از هم گسیختگی در مجوعه ارتش بوجود اورد. بدلیل شرایط خاص انقلاب اسلامی و مرحله دگرگونی و عبور ارتش از ارتش شاهنشاهی به ارتش اسلام به کندی پیش می رفت ولی بعدها با حذف بنی صدر با حاکمیت نیروهای خط امام بر ارتش این تحول با سرعت زیادتر انجام شد.« طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق سه ماه قبل از حمله طی تحلیلی از اوضاع ایران می‌نویسد: امروز ارتش ایران از هم پاشیده شده استـ»
سپاه نیز بطور دائم درگیر با ضد انقلاب بود و فرصت برپایی تشکیلات و سازمانی که بتواند جلوی تهاجمی نظیر حمله عراق را بگیرد پیدا نکرده بود و همچنین در همین شروع جنگ جریان های حاکم بر کشور (گروه های لیبرال) بیشتر درصدد تضعیف سپاه بودند تا تقویت، چون سپاه وفادار به امام (ره) و نظام جمهوری اسلامی بود.
وضعیت بسیج هم مبهم بود ، با وجود این که سپاه پاسداران تشکیلات بسیج را سازماندهی کرده بود تا مدت ها این کشمکش وجود داشته که بسیج وابسته به سپاه باشد یا نباشد
رژیم بعثی عراق با اطلاع کامل از وضعیت نظامی،سیاسی واقتصادی ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد. صدام حسین رییس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربین‌های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر، آغاز تجاوز رژیم بعثی به خاک ایران را اعلام کرد . جنگی نابرابر در شرایطی به ایران اسلامی تحمیل شد که از جانب استکبار جهانی بویژه آمریکا تحت فشار شدیدی قرار داشت و در داخل کشور نیز جناح ‌های وابسته به غرب و شرق، با ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و ایجاد درگیری‌های نظامی در صدد تضعیف نظام بودند.
امام خمینی قدس سره در مورخه ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، در پیامی به مناسبت باز شدن مدارس درباره ی آغاز جنگ تحمیلی فرمودند.
«این جنگ، جنگ با اسلام است به هواداری کفر و یک همچنین جنگی برخلاف رضای خداست. و خدای تبارک و تعالی نخواهد بخشید بر این کسانی که بر ضد اسلام قیام کنند به واسطه ی همراهی با کفر.» همچنین امام قدس سره اولین فرمان خود را درباره جنگ در تاریخ ۱/۷/۱۳۵۹، صادر فرمودند. (۱)
در این میان، به دلیل حضور نیروهای لیبرال در رأس امور، از جمله وجود بنی صدر به عنوان ریاست جمهوی، تحریمی داخلی علیه مدافعان انقلاب، صورت گرفت. وبه شدت جلوگیری می کرد از حضور سپاه ونیروهای مردمی درجنگ وهمواره ادعا میکرد که این ها دخالت غیر تخصصی است.در امور جنگ.وهمین امر باعث شد که عراق موفق به تصرف شهرهای مرزی از شمالی ترین نقطه تا سر انجام خرمشهرگردید.سرانجام حضرت امام خمینی قدس سره با توجه به موضع منفی بنی صدر درقبال رزمندگان ارتش اسلام وی رادر تاریخ۲۱/۳/۱۳۶۰ود را از فرماندهی نیروهای مسلح عزل وبلافاصله مجلس عدم کفایت وی را تصویب کرد.
وقتی امام خمینی (ره) در مقام فرماندهی کل قوا بر لزوم شکسته شدن حصر آبادان تأکید کردند ماشین پیشروی ایران در مسیر بازپس‌گیری مناطق اشغالی شروع به حرکت کرد. پس از عملیات ثامن‌الائمه که به محاصره آبادان پایان داد در عملیات طریق‌القدس رزمندگان اسلام بستان را آزاد کردند. دهلاویه ، غرب شوش و دزفول در عملیات بزرگ فتح‌المبین آزاد شد و در نقطه اوج پیروزی‌ها در عملیات بیت‌المقدس خرمشهر نیز آزاد گشت. همه این عملیات‌ها به صورت مشترک و هماهنگ میان نیروهای ارتش و سپاه اعم از زمینی و هوایی اجرا می‌شد….

وضعیت ایران قبل از شروع جنگ

انقلاب اسلامی که ازجهات متعدد با سایر انقلاب ها متفاوت بود. ودرتعارض مستقیم با قدرتهای سلطه گر قرارداشت. و همین تفاوت وتعارض باعث شده بود که غیر پیش بینی باشد. وهمین موضوع موجب نگرانی قدرتهای بزرگ شده بود.لذا ازهمان ابتد با مقابله ی همه جانبه وجدی انان مواجه شد.وقدرتهای بزرگ برای اینکه کشورهای منطقه را همراه خودکنند.صدور اندیشه های انقلاب اسلامی برای کشورهای منطقه را خطرناک عنوان می کردند .ومدعی این بودند انقلاب اسلامی درصدد سرنگونی حکومتهای آنان است.
امام خمینی قدس سره درتشریح صدور انقلاب می فرماید « این معنی غلط را از صدور انقلاب برداشت نکنند که ما می‌خواهیم کشورگشایی کنیم. ما همة کشورهای مسلمین را از خودمان می‌دانیم. همة کشورها باید در محل خودشان باشند… معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملتها بیدار شوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و تحت سلطه‌ای که هستند و از این که همه مخازن آنها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌کنند، نجات دهند… ما می‌خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد، این بیداری و اینکه خودشان را از ابرقدرتها فاصله دادند و دست آنها را از مخازن خود کوتاه کردند، این در همه ملتها و در همة دولت‌ها واقع بشود، آرزوی ما این است.»
دراین دوره کشوربا بحران و چالشهای فراوانی روبرور بود. از لحاظ سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی. که این فشارها عمدتاٌ ازسوی قدرت های بزرگ و کشورهای منطقه ای به ایران تحمیل می شد. تاشاید بتوانند ایران را به پای میز مذکره بکشانند.
در درون ایران گروه های سیاسی اعم از منافقین ، ملی مذهبی ها ، لیبرال ها و جریان های سیاسی دیگر که فکر می کردند بدون حمایت قدرتهای بزرگ نمی شود.کشور را اداره کرد.با ایجاد غائله گنبد ، کردستان ، ترور شخصیت ها و آدم های موثر انقلاب اسلامی با تلاش در حذف نیروهای انقلابی و وفادار به حضرت امام خمینی (ره) خواهان بدست گرفتن حکومت و جدائی دین از سیاست بودند. در حالی که حضرت امام خمینی (ره)تاکید بر پیوستگی دین وسیاست داشت.چرا که اندیشه دینی باعث استقلاق وعزت بود.درحالی که جدایی دین ازسیاست باعث همان وابستگی ها دوران طاغوت می شد. که تمامی این جریانها وابسته به حمایتهای قدرتهای سلطه گر بود.اتقافات دیگری هم دراین دوره رخ می دهد. تلاش برای کودتا توسط عوامل نظامی وابسته به خارج «کودتای نوژه» ،عملیات مستقیم نظامی (حمله به طبس) توسط آمریکا صورت گرفت.
از لحاظ ا قتصادی: مشکلات اقتصادی ایران در سالهای ۵۸ و ۵۹ کمتر از مشکلات سیاسی نبود، در سالهای قبل از پیروزی به دلیل اعتصابات انجام گرفته در بخشهای اقتصادی کشور بویژه در شرکت نفت که اقتصاد ایران به فروش آن بستگی داشت، عملاً اقتصاد کشور فلج شده بود، تقریباً تمامی بنگاهای تجاری و کارخا نجات به علت وابستگی به خارج و بلوکه شدن دارائی‌های ایران در بانکهای امریکا و تحریم اقتصادی ایران ازسوی امریکا تعطیل بودند. اگرچه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به فرمان امام راحل(ره) کارگران و کارمندانی فعالیت خود را از نو آغاز کردند. لکن به دلیل عدم انسجام سیاسی در داخل و تحریک گروهکهای وابسته حرکت اقتصادی شکل مناسبی نداشت. کشور شدیداً در رکود اقتصادی بسر می برد.
ازلحا ظ فرهنگی هم دجار بحران بودیم زیرا درگذشته تقریباً فرهنگ غربی بر کشور حاکم بود.« متاسفانه هنوز آن نوع فرهنگ درجامعه ما جاری است» ولیکن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در حال گذر وتطبیق خود با جامعه بود. که خود این دوگانگی فرهنگ تاثیر بسزایی در مراحل مختلف انفلاب ودفاع مقدس داشت

چرا آغاز جنگ را هفته دفاع مقدس می نامیم؟

اساساً هرکشوری پایان جنگ ویا هر بحرانی را گرامی می دارد. مگر در پایان هشت سال دفاع مقدس ما پیروز مطلق میدان نبرد نبوده ایم؟ که شروع جنگ که از تلخ ترین روزهای دفاع مقدس است را گرامی می داریم. در این مقاله ما سعی می کنیم که به این مساله بپردازیم که چرا هفته اول جنگ به نام دفاع مقدس نام گذاری شده است؟
و با تاکید بر این که بیش از نیمی از جمعیت کشور را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می دهند. و با توجه به اهمیتی که دوران دفاع مقدس در تاریخ معاصر ایران داردکه همواره در پی بروز هر جنگی، شاهد جدایی بخش هایی از این سرزمین پهناور به دست بیگانگان بوده است.
به گونه ای که می توان گفت در دویست سال گذشته، یعنی از زمان «فتحعلی شاه قاجار» به بعد، نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران جدا شده است. اما علی رغم پشتیبانی قدرت های بزرگ از عراق، روند مذکور در جنگ ایران و عراق ادامه پیدا نکرد و سرفصل جدیدی از تاریخ ایران را در صفحات تاریخی به ثبت رساند. در این جنگ نه تنها یک وجب از خاک ایران در دست نیروهای عراقی باقی نماند، بلکه عراق به عنوان کشور متجاوز به نظام بین الملل معرفی شد.
پس چرا؟
بسیاری از جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب کمترین توجه را به آن دارند و کمترین خاطره های آن دوران مهم را با خود ندارند. با توجه به این که هنوز نسلی که مستقیم در دفاع مقدس حضور داشته است زنده و گواه تاریخی این واقعه عظیم است.(رزمندگان،آزدگان،جانبازان وخانواده معظم شهدا)
مقاله حاضر به چهار بخش تقسیم گردیده است: ابتدا وضعیت ایران قبل از جنگ ، در بخش دوم وضعیت ایران در شروع جنگ و بخش سوم پایان جنگ و بخش چهارم بعد از جنگ

هفته دفاع مقدس

شرح مناسبت:
۳۱ شهريور سالروز شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم بعث عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است. دوران هشت سال دفاع مشروع امت سلحشور ايران در حفظ و اعتلاي نظام مقدس اسلامي و حراست از مرزهاي عزّت و شرف اين مرز و بوم، به مثابه يكي از حساس‏ترين و بارزترين برهه‏هاي حيات راستين اين ملت، همچون نگيني تابناك، تا هميشه زمان، بر تارَكِ تاريخ حماسه و ايثار و پايداري آزادگان جهان مي‏درخشد. دفاع امت اسلامي ايران در برابر تجاوز همه جانبه دشمنان اسلام، در تاريخ افتخارآفريني مبارزات حق‏طلبانه يك ملت سترگ، فروزان خواهد بود. پايداري ايران اسلامي كه برخاسته از روح وحدت و ايمان بود، در سايه هدايت‏هاي رهبر انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) شكل گرفت و باعث احياي يك مكتب سازنده و نهضت‏هاي آرمانگرا و ايدئولوژي جهانگير شد. دفاع مقدس ما در زمينه‏هاي مختلف سياسي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي و... توانست معادلات جهاني معمول را بر هم زَنَد و تحليل‏هاي مادي دنياپرستان را نقش بر آب سازد. اين حادثه عظيم، بي‏شك در ياد ملت بزرگ ايران خواهد ماند و غرور و سرافرازي و حماسه‏آفريني را در نسل‏هاي بعد بر جاي خواهد گذاشت. جنگ تحميلي عراق عليه ايران ۲۸۸۷ روز به طول انجاميد كه طي آن هزار روز نبرد فعال صورت گرفت كه ۷۹۳ روز حمله از سوي رزمندگان اسلام بود و ۲۰۷ روز از سوي ارتش متجاوز بعثي. در طول جنگ شمار ۳۸۱ هزار و ۶۸۰ نفر از نيروهاي دشمن كشته و يا زخمي شدند و ۷۲ هزار نفر به اسارت نيروهاي اسلام درآمدند. در اين هشت سال ۳۷۱ فروند هواپيما و ۸۲ فروند بالگرد دشمن منهدم شد. ۱۷۰۰ دستگاه تانك و نفربر، ۴۸۰ قبضه توپ و سه هزار و ۳۶۳ دستگاه خودرو نظامي به غنيمت ايران درآمد و پنج هزار و ۷۵۸ دستگاه تانك و نفربر، ۵۳۲ قبضه توپ و پنج هزار و ۱۵۲ دستگاه خودرو نظامي دشمن منهدم گرديد. مقاومت رزمندگان اسلام سبب شد تا ذخاير ارزي عراق كه در ابتداي جنگ، حدود سي ميليارد دلار بود، پس از شكست در عمليات بيت‏المقدس و فتح خرمشهر به صفر برسد و پس از پايان جنگ، اين كشور بيش از هفتاد ميليارد دلار بدهي داشته باشد